جستجو

گفتگوهای دوزخیان (جن و انس در دوزخ)

یکی از مهمترین زیانهای کفر عبارتند از دوستى نابجا. اگر خدا دوست مؤمنان است پس دوست کافران جن است. زیرا خدا ایشان و جنها را با یکدیگر محشور مى کند و به حساب مى خواند. آنان پاسخ مى دهند که اگر با جنیان دوستى ورزیده اند براى بهره مندى از آنها بوده است و این هدف کلى مشرکان است. بهره مند شدن جز براى مدتى محدود باقى نمى ماند و سرنوشت آن جهنم است، زیرا ظالمان کارهاى ناپسند مى کنند و خدا آنان را دوستان یکدیگر قرار مى دهد و بر یکدیگر مسلط مى گرداند. این نتیجه اعمال آنهاست در این دنیا، اما در آخرت چون بازخواستشان کند و از سبب کفرشان پرسد که آیا در اسباب هدایت نقصى بود؟ جواب مى دهند هرگز... بلکه رسولان خدا آمدند و آیات واضحات آوردند. در پایان این بازخواست بر زیان خود شهادت خواهند داد. آن گاه به کیفر اعمالشان ایشان را در بند مى کشند. قرآن بیان مى کند که سبب حقیقى در کفر فریب در این زندگى دنیاست.
از اینجا خداوند در هر شهر و دیارى کسى را مى فرستد که مردم آنها را انذار کند تا آن که باید هلاک گردد، با حجت و برهان آشکار هلاک شود. همانا مردم چه در عرصه صلاح و چه در عرصه فساد، بر حسب اعمالشان کیفر داده مى شوند تا دریابند که آنچه گفته اند عبث نیست. قرآن دوزخیان را به یاد روزى مى اندازد که رو در روى شیاطینى که از آنها الهام گرفته اند مى ایستند و از این پیروان و آن پیشوایان سؤال مى شود، سؤالى که در برابرش پاسخى ندارند و جز حسرت و اندوه نتیجه اى نمى گیرند، این هشدارها به خاطر آن است که تنها به این چند روز زندگى ننگرند و به پایان کار نیز بیندیشند.
«و یوم یحشرهم جمیعا یا معشر الجن قد استکثرتم من الإنس؛ آن روز که همه را جمع و محشور مى سازد، ابتدا مى گوید: اى جمعیت جن و شیاطین اغواگر شما افراد زیادى از انسانها را گمراه ساختید.» (انعام/ 128) منظور از کلمه ی "جن" در اینجا همان شیاطین است، زیرا جن در اصل لغت همانطور که قبلا هم گفته ایم به معنى هر موجود ناپیدا مى باشد و در آیه 50 سوره کهف درباره رئیس شیاطین "ابلیس" مى خوانیم «کان من الجن؛ او از جن بود.» آیات گذشته که از وسوسه هاى رمزى شیاطین با جمله «إن الشیاطین لیوحون إلى أولیائهم؛ در خفا ‏شيطانها به دوستان خود وسوسه مى ‏كنند.» (انعام/ 121) سخن مى گفت، همچنین آیه بعد که از رهبرى بعضى از ستمگران از بعضى دیگر سخن مى گوید مى تواند اشاره اى به این موضوع باشد. اما شیاطین اغواگر گویا در برابر این سخن پاسخى ندارند و سکوت مى کنند، ولى «و قال أولیاؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا أجلنا الذی أجلت لنا؛ پیروان آنها از بشر چنین مى گویند: پروردگارا آنها از ما بهره گرفتند و ما هم از آنها، تا زمانى که اجل ما پایان گرفت.» آنها دلخوش بودند که پیروان تسلیمى دارند و بر آنها حکومت مى کنند، و ما نیز از زرق و برقهاى دنیا و لذات بى قید و شرط و زودگذر آن که بر اثر وسوسه هاى شیاطین دل انگیز و دلچسب جلوه مى نمود دلخوش بودیم!
در اینکه منظور از اجل در این آیه چیست؟ آیا پایان زندگى یا روز رستاخیز است میان مفسران گفتگو است اما ظاهرا پایان زندگى است، زیرا "اجل" به این معنى در بسیارى از آیات قرآن به کار رفته است. اما خداوند همه این پیشوایان و پیروان مفسد و فاسد را مخاطب ساخته مى گوید: «قال النار مثواکم خالدین فیها إلا ما شاء الله؛ جایگاه همه شما آتش است و جاودانه در آن خواهید ماند مگر آنچه خدا بخواهد.» استثناء با جمله «إلا ما شاء الله؛ مگر آنچه خدا بخواهد.» یا اشاره به این است که ابدیت عذاب و کیفر در اینگونه موارد سلب قدرت از پروردگار نمى کند، هرگاه بخواهد مى تواند آن را تغییر دهد اگرچه در مورد عده اى ثابت نگه مى دارد. و یا اشاره به آن افرادى است که استحقاق ابدیت عذاب را ندارند و یا قابلیت شمول عفو الهى را دارند که باید از حکم خلود و جاودانى بودن مجازات استثنا شوند. و در پایان آیه مى فرماید: «إن ربک حکیم علیم؛ پروردگار تو حکیم و دانا است.» (انعام/ 128) هم کیفرش روى حساب است و هم عفو و بخشش، و به خوبى از موارد آنها آگاه مى باشد.
سلطه و ولایت شیاطین بر انسان، قهرى نیست، بلکه به اعتراف کفار در قیامت، نتیجه معامله طرفینى است.  وقتى در لغت عرب گفته مى شود: "اکثر من الشی ء" و یا "اکثر من الفعل" و یا "استکثر منه" معنایش این است که فلانى از فلان چیز زیاد آورده و یا فلان کار را بسیار انجام داده، و اینکه در آیه مورد بحث مى فرماید: شما اى گروه جن زیاد از انسانها آورده اید، معنایش این نیست که افراد زیادى را آورده اید براى اینکه آورنده انسانها در دنیا و مبعوث کننده آنان در قیامت خود خداى تعالى است، بلکه معنایش این است که شما اى گروه شیاطین زیاد در انسانها اثر سوء گذاشتید و خیلى آنان را اغوا کردید. و این اغوا کردن شیطانها به طور اجبار نیست. خلاصه اینکه، ولایت شیطانها بر آدمیان ولایت اجبار نیست بلکه از قبیل معامله طرفینى است، به این معنا که اگر انسانها شیطانها را متابعت مى کنند به خاطر منافع و فوایدى است که در این کار تصور مى کنند، و اگر شیطانها هم آنان را مى فریبند به خاطر منافعى است که در ولایت بر آنان و اداره کردن شؤون ایشان مى پندارند.
آرى، شیطانها از فریفتن انسانها و ولایت داشتن بر ایشان یک نوع لذتى مى برند، انسانها هم از پیروى شیطانها و وسوسه هاى آنان یک نوع لذتى را احساس مى کنند، چون به این وسیله به مادیات و تمتعات نفسانى مى رسند، و این همان اعترافى است که اولیاى شیطانها در قیامت خواهند کرد، و خواهند گفت: «ربنا استمتع بعضنا ببعض؛ پروردگارا برخى از ما از برخى ديگر بهره بردارى كرد.» (انعام/ 128) پروردگارا ما پیروان شیاطین و شیاطین، از یکدیگر استفاده کردیم ما از وسوسه و تسویلات آنها (که همان متاع دنیا و زخارف آن باشد) استفاده کردیم، و آنان از ولایتى که بر ما داشتند لذت بردند، و نتیجه اش این شد که مى بینیم.
از اینجا معلوم مى شود که مراد از "أجل" در جمله "و بلغنا أجلنا الذی أجلت لنا" آن حدى است که خداوند براى وجود ایشان قرار داده. و آن درجه و پایه اى است که ایشان به وسیله اعمالى که کردند بدان رسیدند، نه اینکه معنایش سر رسیدن مدت زندگى باشد، سیاق آیه هم همین معنا را تایید مى کند. روى این حساب برگشت معناى آیه به این است که بعضى از ما به سوء اختیار و به عمل زشت خود بعض دیگر را پیروى کردیم، و این روش را تا آنجا که تو مقدر کرده بودى ادامه دادیم، یعنى تا سر حد ظلم و کفر پیش رفتیم.
«و یوم یحشرهم جمیعا؛ و روزى که همه آنان را محشور مى کند.» تا احتجاج علیه آنان به طور کامل انجام یابد، آن گاه به طایفه شیطانها مى فرماید: «یا معشر الجن قد استکثرتم من الإنس؛ اى گروه جن شما ولایت بر انسانها و گمراه نمودن آنان را از حد گذراندید.» «و قال أولیاؤهم من الإنس» پیروان شیطانها به جاى ایشان جواب داده به حقیقت اعتراف کرده و مى گویند: «ربنا استمتع بعضنا ببعض» پروردگارا ما گروه آدمیان خودمان دنبال شیطانها را گرفته و از تسویلات آنان از قبیل زخارف دنیا و هواپرستى لذت بردیم، و گروه جن هم از پیروى کردن ما و القاى وسوسه به دلهاى ما لذت بردند، ما دو طایفه این روش را ادامه دادیم تا آنکه: «بلغنا أجلنا الذی أجلت لنا» رسیدیم به آن اندازه از زندگى نکبت بار و کارهاى ناشایسته که فعلا داریم. به طورى که ملاحظه مى کنید اعتراف دارند که این "اجل" را هر چند خداوند مقدر فرموده ولى ایشان با پیمودن راه بهره بردارى از یکدیگر به اختیار خویش، به آن رسیده اند. و بنابر آنچه گفته شد اگر بگوییم آیه شریفه ظهور دارد در اینکه مراد از "جن" شیاطین جنى است که در سینه ها وسوسه مى کنند خیلى بیراهه نرفته ایم.

منابع

  • عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 5 صفحه 447
  • سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد ‏7 صفحه 485
  • ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏5 صفحه 439
  • محمدتقی مدرسی- تفسیر هدایت- جلد ‏3 صفحه 167
  • سيد محمدحسين‏ حسينى همدانى- انوار درخشان- جلد ‏6 صفحه 161

کلید واژه ها

عالم ملکوت وسوسه شیطان قیامت دوزخ باورها در قرآن انسان

مطالب مرتبط

عوامل ورود در جهنم (آرزوهای دور و دراز) گفتگوهای دوزخیان (جنیان در دوزخ) گفتگوهای دوزخیان (گفتگوی تابعین و متبوعین گمراه) گفتگوهای دوزخیان (گفتار شیطان در روز قیامت) گفتگوهای دوزخیان (گفتگوی صریح شیطان با دوزخیان) حشر به همراه شیاطین عوامل ورود در جهنم (دامهای شیطانی)

اطلاعات بیشتر

گفتگوهای دوزخیان (جدال جهنمیان با شیطان) گفتگوهای دوزخیان (گفتار شیطان در روز قیامت) گفتگوهای دوزخیان (جنیان در دوزخ)

ابزار ها