دلائل عدم تحریف قرآن

فارسی 3956 نمایش |

دلائل عدم تحریف قرآن
1- در مورد عدم تحریف قرآن از همه روشنتر، بعد از آیه «انا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحفظون؛ ما قرآن را نازل کردیم، و ما به طور قطع آن را پاسدارى مى کنیم.» (حجر/ 9) و بعضى دیگر از آیات قرآن، سیر تاریخى این کتاب بزرگ آسمانى است. قرآن براى مسلمانان همه چیز بوده؛ قانون اساسى، دستور العمل زندگى، برنامه حکومت، کتاب مقدس آسمانى، و رمز عبادت، روشن مى شود که اصولا کم و زیاد در آن امکان نداشته است.
قرآن کتابى بود که مسلمانان نخستین همواره در نمازها، در مسجد، در خانه، در میدان جنگ، به هنگام روبرو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب از آن استفاده مى کردند حتى از تواریخ اسلامى استفاده مى شود که تعلیم قرآن را مهر زنان قرار مى دادند! و اصولا تنها کتابى که در همه محافل مطرح بوده و هر کودکى را از آغاز عمر با آن آشنا مى کردند و هر کس می خواست درسى از اسلام بخواند آن را به او تعلیم مى دادند، همین قرآن مجید بود. آیا با چنین وضعى کسى احتمال مى دهد که دگرگونى در این کتاب آسمانى رخ دهد، به خصوص که قرآن به صورت یک مجموعه با همین شکل فعلى در عصر خود پیامبر جمع آورى شده بود، و مسلمانان سخت به یاد گرفتن و حفظ آن اهمیت مى دادند، و اصولا شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادى به این شناخته مى شد که چه اندازه از آیات قرآن را حفظ کرده بودند.
قرآن فقط قانون اساسى براى مسلمانان نبود، بلکه همه چیز آنها را تشکیل مى داد، مخصوصا در آغاز اسلام هیچ کتابى جز آن نداشتند و تلاوت و قرائت و حفظ و تعلیم و تعلم مخصوص به قرآن بود. قرآن یک کتاب متروک در گوشه خانه و یا مسجد که گرد و غبار فراموشى روى آن نشسته باشد نبود تا کسى از آن کم یا بر آن بیافزاید. مساله حفظ قرآن به عنوان یک سنت و یک عبادت بزرگ همیشه در میان مسلمانان بوده و هست، حتى پس از آنکه قرآن به صورت یک کتاب تکثیر شد و در همه جا پخش گردید و حتى بعد از پیدایش صنعت چاپ. سنت حفظ قرآن از عصر پیامبر (ص) و به دستور و تاکید خود آن حضرت که در روایات زیادى وارد شده در تمام قرون و اعصار ادامه داشته است. آیا با چنین وضعى هیچگونه احتمالى در مورد تحریف قرآن امکان پذیر است؟!
2- مساله نویسندگان وحى، یعنى کسانى که بعد از نزول آیات قرآن بر پیامبر آن را یادداشت مى کردند که عدد آنها را از چهارده نفر تا چهل و سه نفر نوشته اند. ابو عبدالله زنجانى در کتاب ذیقیمت خود تاریخ قرآن اینچنین مى گوید «کان للنبى کتابا یکتبون الوحى و هم ثلاثة و اربعون اشهرهم الخلفاء الاربعة و کان الزمهم للنبى زید بن ثابت و على بن ابى طالب (ع)؛ پیامبر (ص) نویسندگان متعددى داشت که وحى را یادداشت مى کردند و آنها چهل و سه نفر بودند که از همه مشهورتر خلفاى چهارگانه نخستین بودند، ولى بیش از همه زیدبن ثابت و امیر مؤمنان على بن ابى طالب (ع) ملازم پیامبر در این رابطه بودند.» کتابى که اینهمه نویسنده داشته چگونه ممکن است دست تحریف کنندگان به سوى آن دراز شود؟!
3- دعوت همه پیشوایان اسلام به قرآن موجود، قابل توجه اینکه بررسى کلمات پیشوایان بزرگ اسلام نشان مى دهد که از همان آغاز اسلام همه یک زبان مردم را به تلاوت و بررسى و عمل به همین قرآن موجود دعوت مى کردند، و این خود نشان مى دهد که این کتاب آسمانى به صورت یک مجموعه دست نخورده در همه قرون از جمله قرون نخستین اسلام بوده است. سخنان على (ع) در نهج البلاغه گواه زنده این مدعا است: در خطبه 133 مى خوانیم: "و کتاب الله بین اظهرکم، ناطق لا یعیا لسانه، و بیت لا تهدم ارکانه، و عز لا تهزم اعوانه؛ کتاب خدا در میان شما است، سخنگوئى است که هرگز زبانش به کندى نمى گراید، و خانه اى است که هیچگاه ستونهایش فرو نمى ریزد، و مایه عزت است آنچنان که یارانش هرگز مغلوب نمى شوند."
و در خطبه 198 مى خوانیم: "ثم انزل علیه الکتاب نورا لا تطفا مصابیحه، و سراجا لا یخبو توقده،... و منهاجا لا یضل نهجه... و فرقانا لا یخمد برهانه؛ سپس خداوند کتابى بر پیامبرش نازل کرد که نورى است خاموش نشدنى، و چراغ پر فروغى است که به تاریکى نمى گراید، طریقه اى است که رهروانش گمراه نمى شوند، و مایه جدائى حق از باطل است که برهانش خاموش نمى گردد." مانند این تعبیرات در سخنان على (ع) و سایر پیشوایان دین فراوان است. آیا اگر فرض کنیم دست تحریف به دامن این کتاب آسمانى دراز شده بود امکان داشت اینگونه به سوى آن دعوت بشود؟ و به عنوان راه و روش و وسیله جدائى حق از باطل و نورى که هرگز خاموش نمى شود و چراغى که به خاموشى نمى گراید و ریسمان محکم خدا و سبب امین و مطمئن او معرفى گردد؟
4- اصولا پس از قبول خاتمیت پیامبر (ص) و اینکه آئین اسلام آخرین آئین الهى است و رسالت قرآن تا پایان جهان برقرار خواهد بود چگونه مى توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسدارى نکند؟! آیا تحریف قرآن با جاودانگى اسلام طى هزاران سال و تا پایان جهان مفهومى مى تواند داشته باشد؟!
5- روایات ثقلین که با طرق معتبر و متعدد از پیامبر (ص) نقل شده خود دلیل دیگرى بر اصالت قرآن، و محفوظ بودن آن از هرگونه دگرگونى است، زیرا طبق این روایات پیامبر مى فرماید: "من از میان شما مى روم و دو چیز گرانمایه را براى شما به یادگار مى گذارم: نخست قرآن، و دیگرى اهلبیت من است که اگر دست از دامن این دو برندارید هرگز گمراه نخواهید شد." آیا این تعبیر در مورد کتابى که دست تحریف به دامان آن دراز شده مى تواند صحت داشته باشد؟
6- علاوه بر همه اینها قرآن به عنوان یک معیار سنجش مطمئن اخبار صدق و کذب به مسلمانان معرفى شده و در روایات زیادى که در منابع اسلامى آمده مى خوانیم که در صدق و کذب هر حدیثى شک کردید آن را به قرآن عرضه کنید، هر حدیثى موافق قرآن است حق است و هر حدیثى مخالف آن است نادرست! اگر فرضا تحریفى در قرآن حتى به صورت نقصان رخ داده بود، هرگز ممکن نبود به عنوان معیار سنجش حق از باطل و حدیث درست از نادرست معرفى گردد.

منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 11 صفحه 28-18

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن- جلد 1 و 2 250-249

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد