مراکش

مراکش یا مغرب (به عربی: المغرب (به معنی: مکان غروب خورشید)، به انگلیسی: Morocco)، کشوری است در شمال غربی آفریقا. مراکش ساحلی طولانی با اقیانوس اطلس دارد که از شمال به جبل الطارق و دریای مدیترانه می رسد.
کشور مراکش از سوی خاور (شرق) با کشور الجزایر، از باختر (غرب) با اقیانوس اطلس، از جنوب با کشور موریتانی و از شمال با دریای مدیترانه همسایه است.
مراکش ادعای مالکیت صحرای غربی را دارد و بخش عمده ای از آن را از سال ۱۹۷۵ اداره کرده است. وضعیت صحرای غربی هنوز مورد اختلاف و مناقشه است. پایتخت مراکش شهر رباط است.
نام
نام «مراکش» در فارسی امروز معمول تر از «مغرب» است زیرا نام بین المللی پادشاهی مغرب مراکو است که برگرفته از نام مراکش است بنابراین کاربرد نام مراکش به جای مغرب در زبان فارسی بهتر است به ویژه اینکه دولت آن کشور نام رسمی بین المللی مراکو را برسمیت می شناسد و نه نام عربی المغرب. ترکیه تنها کشور دنیا است که از پادشاهی مراکش با نام کشور فاس نام می برد.
ابوالحسن نجفی در غلط ننویسیم می نویسد: «(این کشور) در قدیم مغرب نامیده می شده مراکش فقط ایالتی از این کشور و نیز نام کرسی این ایالت است. علت این اطلاق جزء بر کل ظاهرا این بوده که در دوران اخیر کلمهٔ مغرب به کشورهای اروپا و امریکا اطلاق شده است و در کتابهای فارسی، برای رفع ابهام، لفظ مراکش را بر کل کشور مغرب تعمیم داده اند. باید دانست که هم در متون گذشته فارسی و عربی و هم در اصطلاح امروزه کشورهای عربی زبان، نام این کشور مغرب است و نه مراکش.»

تاریخ کهن
قبایل بربری یا آمازیغ ساکن منطقه شمال آفریقا از دیرباز دارای روابطی گسترده با ملل و تمدنهای کهن فنیقی، کارتاژی، رومانی، وندالی و بیزانسی بوده اند. با این وجود هیچ یک از این تمدن ها توانائی تسلط کامل بر منطقه را نداشتند. چرا که قبایل ساکن آن دارای صفات متمایزی چون ایستادگی و مقاومت و همچنین آزادی خواهی و پایبندی به فرهنگ و زبان خود بودند. با رسیدن دعوت اسلامی به آن منطقه در سال ۵۰ هجری قمری (برابر سال ۶۶۵ میلادی) ساکنان منطقه با اهداف اسلامی آشنا گشته و در نتیجه دین نوین اسلام را پذیرا شدند.
اسلام سرانجام در سال ۱۷۰ هجری قمری (برابر سال ۷۸۶ میلادی) و بطور مشخص پس از گریز یکی از نوادگان پیامبر معروف به مولا ادریس بن عبدالله بن الحسن بن الحسن ابن علی از دست حاکمان عباسی بغداد به صورت ریشه ای و بنیادین در منطقه گسترش یافته تا اینکه مراکشیان وی را به امیرالمؤمنین بودن برگزیده و پس از بیعت و اعلام وفاداری، با کمک ایشان نخستین دولت اسلامی مستقل از خلافت مشرق عربی را بر پا نمودند که نام دولت ادریسیان را به خود گرفت. ساکنان و حکمرانان مراکش، گذشته از تفاوت های قبیله ای و ریشه ای خود ضمن پایبندی عمیق به ارزشهای اسلامی بر نشر و تبلیغ رسالت محمدی و اهداف آن نه تنها در سراسر کشور بلکه در مناطق جنوب و دیگر سرزمینهای افریقایی و همچنین در مناطق شمال و کشورهایی همچون اسپانیا، پرتغال و جنوب فرانسه همت گماردند.

تاریخ معاصر
سالهای ۱۹۱۲-۱۸۷۳ مصادف با حکومتهای حسن اول، عبدالعزیز و مولای حفیظ است. این دوران در پرتو رقابت قدرتهای بزرگ استعماری، مراکش استقلال خود را حفظ می کند. لیکن در سال ۱۹۱۲ پس از موافقتنامه های الجزیراس (۱۹۰۶ م)، فرانسه بخش عظیمی از مراکش را اشغال می کند و از این سال به بعد مبارزه علنی مردم علیه سلطه فرانسه تحت رهبری عبدالکریم خطاب آغاز می گردد.
در سال ۱۹۲۷ میلادی، محمدبن یوسف (محمد پنجم) به تخت سلطنت می نشیند و به علت مخالفت با سلطه فرانسویان بدون اینکه خواهان گسستن کامل از فرانسه باشد تبدیل به یک چهره ملی می گردد که در آینده به پدر استقلال مراکش شهرت می یابد. فرانسه که حاضر به قبول استقلال مراکش نبود سعی کرد از برخی عناصر مرتجع علیه محمد پنجم استفاده نماید که در رأس آنها الجلاوی بود. لذا به خواسته هواداران الجلاوی که خواستار عزل محمد پنجم بودند جواب مثبت داد و محمد پنجم را بهمراه خانواده اش به ماداگاسکار تبعید نمود. تبعید محمد پنجم نقش مثبتی در تحقق استقلال این کشور ایفا نمود و مردم خواستار بازگشت وی و اعلام استقلال کشور شدند. از طرفی قیام الجزایر علیه فرانسه عاملی در جهت تضعیف حضور فرانسه در مراکش گردید و فرانسه به منظور جلوگیری از سرایت این قیام بر تمامی منطقه و فشارهای مردمی در داخل بتدریج زمینه را برای پذیرش خواست عمومی مردم مراکش فراهم نمود. در ۱۶ نوامبر ۱۹۵۵ محمد پنجم به کشور بازگشت و در ۳ مارس ۱۹۵۶ فرانسه استقلال کشور مراکش را به رسمیت شناخت. پس از استقلال مراکش ملک محمد پنجم (تا مارس ۱۹۶۱)، ملک حسن دوم (تا ژوئیه ۱۹۹۹) بر تخت سلطنت می نشینند و از این پس تا کنون نیز ملک محمد ششم بر این کشور حکومت دارد.
دین در مراکش
مطابق اصل ششم قانون اساسی مراکش، دین رسمی کشور اسلام است. قانون اساسی در نوع مذهب سکوت اختیار کرده لیکن از دیرباز (قرن ۱۱ میلادی) مذهب مالکی (امام مالک بن انس) در این کشور مستقر گشته و اکثریت قریب به اتفاق مردم پیرو مکتب فقهی امام مالک هستند. حاکمیت نیز تأکید زیادی بر وحدت مذهبی به عنوان یکی از پایه های وحدت مردم دارد. در مراکش تعداد اندکی مسیحی و یهودی زندگی می کنند. قسمت اعظم یهودیان مراکش حدود ۲۵۰ هزار نفر که در حال حاضر نسل آنها در اسرائیل به ۹۰۰ هزار نفر می رسد در زمان ملک حسن دوم به اسرائیل مهاجرت کردند. یهودیان فعلی در دو شهر دارالبیضاء (کازابلانکا) و مراکش اقامت دارند.
مطابق اصل ششم قانون اساسی، دولت موظف است آزادی انجام امور مذهبی را برای همگان تضمین نماید. شهر فاس از دیر باز و حتی از زمان تأسیس توسط سلسله ادریسیان، شهری مذهبی بوده و جهت تعلیم و تعلم فقه مالکی و علوم قرآنی بنیاد نهاده شده است. حوزه علمیه شهر فاس که «جامعه القرویین» نام دارد از بزرگ ترین حوزه های علمی مراکش است و طلاب تربیت شده در این حوزه به سراسر کشور و حتی دیگر نقاط اتحادیه مراکش بزرگ جهت تبلیغ مذهبی اعزام می شوند. حوزه علمیه دیگری بنام «مولای یوسف» در شهر مراکش که در واقع دژ فرهنگ اسلامی، بربری است، وجود دارد.
بدیهی است که علماء و فضلای برخاسته از این حوزه های علمیه به ویژه در شهر فاس در حکومت ها نقش و مشارکت داشته اند. مشایخ صوفیه که عمدتا از نژاد بربرند، دارای استقلال شخصی و نیز نفوذ و پایگاه مردمی دارند. مردم مغرب و مسلمانان مالکی نسبت به سایر شاخه های اسلام از تسامح و بردباری بیشتری برخوردارند. این شاخه از اسلام با سمبلهای شیعی عناد ندارند و بطور کلی مردم عموما نسبت به ایران احترام قائل هستند و آن را بلاد فارس و سرزمین سلمان فارسی می دانند و سلمان نزد آنها از احترام ویژه ای برخوردار است.


منابع :

  1. ویکی پدیا

http://www.tahoor.com/fa/Article/PrintView/27836