تاثیر تفکر کلامی اسلام بر تفکر قرون وسطی

فارسی 6278 نمایش |

راههای نفوذ فلسفه اسلامی در غرب

فلسفه ی اسلامی به طرق گوناگون در تفکر غربی نفوذ کرد. جنبشهای فرهنگ پژوهی را در غرب آغاز کرد؛ علوم تاریخی و روش علمی را عرضه داشت؛ تعلیمات اصحاب مدرسه را در هماهنگ کردن فلسفه و ایمان یاری داد؛ عرفان غربی را به حرکت برانگیخت؛ تجدید حیات علم و ادب ایتالیا را بنیاد نهاد و تا حدی تفکر جدید اروپایی را تا زمان امانوئل کانت، و حتی بعد از آن، در جهت معین شکل داد. در اینجا به تأثیر کلام اسلامی و به خصوص کلام غزالی بر تفکر غرب و به جریانی که تفکر اسلامی به وسیله ی آن رنسانس ایتالیا را بنیاد نهاد و در تفکر بعدی آن نفوذ داشت می پردازیم.

نفوذ کلام اسلامی در غرب

متکلمان اسلامی در غرب امری ثانوی بیش نبود. علت این امر کشاکش میان دو دیانت یعنی اسلام و مسیحیت بود. با وجود این، غرب متکلمان اسلامی را، اگر چه به طور غیر مستقیم، از طریق آثار حکما شناخته بود؛ مدرسیان غربی فقط از کلام غزالی مستقیما آگاهی داشتند. قدیس توماس آکویناس در رد بر نظریه ی حدوث خود به متکلمان به عنوان loquentes اشاره می کند. با این حال دیر زمانی آگاهی از کلام اسلامی بی رمق باقی ماند و این به دو دلیل بود:
1- اطلاع درباره ی معتزله و نخستین متکلمان از دست دوم بود و مستقیما چیزی از آثار آن استفاده نمی شد؛
2- بزرگان جنبشهای فلسفی- کلامی بعد از غزالی مدتها ناشناخته ماندند. تا قرن سیزدهم/ نوزدهم به ندرت پژوهشگر غربی با آثار فخرالدین رازی، سیف الدین عمیدی، ابن تیمیه، سراج الدین ارموی، سیدشریف جرجانی، سعدالدین تفتازانی و دیگران آشنایی داشت. بنابراین از نفوذ کلام اسلامی در غرب گزارش کاملی نمی توان داد. با این همه، از آغاز قرن حاضر آثار مهمی درباره ی فلاسفه دین ترجمه شده بود. از جمله ارشاد اثر ابوالمعالی (امام الحرمین) و کتب متعدد ابن تیمیه به زبان فرانسوی برگردانده شد. علاوه بر اینها، ماکس هورتن Max Horten مجلد بزرگی درباره ی متکلمان اسلامی منتشر کرده است. اخیرا لویی گارده به اتفاق قنواتی کتاب مقدمه ای بر کلام اسلامی را انتشار داده است. آلبرنادر کتاب دستگاه فلسفی معتزله را نوشته است (نخست به زبان عربی) به طبع رسید و سپس به توسط همین مؤلف به زبان فرانسوی ترجمه شد.
غزالی مقام یگانه ای داشت. او هم متکلم بود و هم فیلسوف. بنابراین، نفوذ او در غرب هم دینی بود و هم فلسفی. میگوئل آسین پالاسیوس نفوذ کلامی غزالی در تفکر غربی را در چندین اثر مکتوب خود تحقیق کرد. همان طور که قبلا گفتیم، این نفوذ نمی تواند صرفا محدود به تهافت باشد که ترجمه لاتینی آن در ظرف قرن ششم/ دوازدهم فراهم شده بود. نفوذ غزالی از طریق آثار دیگر او به ثمر رسید. کتاب مقاصد را گوندیسالووس زیر عنوان منطق و فلسفه ی غزالی عرب Logikaet philosophia Algazelis Arabic به لاتینی برگردانده بود؛ این ترجمه در سال 912/1506 و ونیز به طبع رسیده بود. کتاب النفس الانسانی او نیز تحت عنوان De Anima Humana ترجمه شده بود.
نفوذ غزالی که آسین پالاسیوس در کتاب خود، La espiritualidad de Algazel su sentido cristiano، استادانه راجع به آن بحث کرده است مراحل متعدد دارد. این نفوذ بر ریموند مارتینی Raymond Martini یک راهب دومینیکن که در آثار غزالی در زمینه ی فلسفه و کلام استفاده کرده است آغاز کار است. به عقیده پالاسیوس تأثیر نخستین منابع مسیحی، فی المثل، تأثیر قدیس آوگوستینوس در خود غزالی ابتدا باید مورد توجه قرار گیرد. با آنکه نمی توان مشخص کرد که افکار آوگوستینوس چگونه و با چه وسایلی به غزالی منتقل شده است. کاملا امکان دارد که نفوذ او در حوزه های عقلی که غزالی در آنها پرورش یافته بود ساری بوده باشد. فیلسوف مورخ بار هبرایوس Bar Hebraeus که در دنیای مسلمان به ابوالفرج (بن العبری) معروف است. او کشیشی در یک کلیسای یعقوبی سوری بود و در طول قرن هفتم/ سیزدهم شهرت داشت. به زبانهای عربی و سریانی چیز می نوشت و فصول بسیاری از احیاء علوم الدین غزالی را استنساخ و در کتابهای خود تحت عنوان Ethicon و کتاب کبوتر جرح و تعدیل کرد. این امر آغاز نفوذ غزالی را در روحانیت مسیحی مشخص می سازد. اگر مؤلفی مانند ابوالفرج که تا حدی در کلیسای مسیحی متنفذ بود در نوشتن کتابهای خود، که در تعلیمات صومعه اساسی تلقی شده است، از افکار غزالی استفاده می کند، به عقیده پالاسیوس، به این دلیل است که او این افکار را کلا با اصول عقاید خود سازگار دیده است.
ونسینک در تحقیق خود درباره ی غزالی مدلل می سازد که دو کتاب ابن العبری (بارهبرایوس) نه تنها بر طبق فصل بندی مأخوذ از احیای غزالی نوشته شده است (فی المثل، فضایل، رذایل، مراتب کمال اخلاقی)، بلکه افکار غزالی و حتی امثله و قیاسها و گهگاه عبارات و نوع شواهدی که غزالی از شعر و ادب می آورد نیز در این کتابها درست به همان صورت به کار رفته است. به عقیده ی پالاسیوس او بدان سبب چنین کرده است که در واقع اینها کاملا با روح تعلیمات عیسوی سازگارند، هر چند او می خواست منبع آشکار افکاری را که به او رسیده است پنهان نگاه دارد. با این همه، پالاسیوس نیاز نداشت که در این مورد دست به تعبیراتی بزند که دلایل مستقیم خود او را رد می کرد.
پالاسیوس گسترش افکار غزالی را در غرب به شرح زیر دنبال می کند: ریموند مارتینی کشیش دومینیکن اسپانیایی که هم عصر با ابن العبری (بارهبرایوس) بود افکار مشابهی را از او و از غزالی به عاریت گرفت. او به جای آنکه صرفا از کتب حکمای مسلمان استفاده کند، در کتابهای خود به نام Pugio Fidei و Explanatio Symboli، که در زمینه ی دین نوشته شده اند، بر خلاف اصحاب مدرسه، مستقیما از متون غزالی استفاده کرده است. این متنها مأخوذ از تهافت، مقاصد، المنقذ، میزان، مقصد، مشکوة الانوار و احیاء بودند. به نظر پالاسیوس فایده ای که در اینجا حاصل شده است اساسی تر از اقتباساتی است که ابن العبری، بی آنکه مأخذی برای