بررسی خداشناسی زرتشتیان در اوستا

فارسی 5014 نمایش |

خدایان زردشت در اوستا

مؤلف کتاب "تاریخ اجتماعى ایران باستان" مى نویسد: «خدایان زردشت در اوستا به نام "بغ" و "ایزد" و "یزدان" نامیده شده اند و از حیث عدد بیرون از حد و شما مى باشند و بعضى از آنان مانند "ایزد" و "ایو" خداوند هوا خود آفریده هستند. خدایان زردشت ازحیث توانایى متفاوت مى باشند و این خدایان را مى توانیم به سه قسمت منقسم بداریم:
اول: خدایانى که مقربتر از "ایزدان" دیگر به "اهورا مزدا" مى باشند و هر یک با یکى از صفات اهورا مزدا تطبیق مى کنند... و تعداد آنان با خود اهورا مزدا به هفت رسیده و به نام "امشاسپند" نامیده شده اند.
دوم: خدایانى هست که مانند خود اهورامزدا به نام "ایزد" و "بغ" و "یزدان" نامیده شده اند و هر کدام با یکى از ستارگان مطابقت دارد.
سوم: خدایانى هستند به نام "ایزد" و گاهى "بغ" و هر کدام با یکى از مجردات و یا یکى از عناصر طبیعت تطبیق شده اند. شش "امشاسپند" در قسمت اول پس از خود اهورامزدا به شرح زیر است:
1. وهومن Vohu-Manu به معنى منش پاک یا "بهمن امشاسپند" و از دو لفظ "وه یاوهو" به معنى به دینک "من یا مانو" به معنى من و ضمیر ترکیب یافته است.
2. اشا وهیشتا Asha-Vahishta یا اردیبهشت امشاسپند به معنى پاک و درست است.
3. کشتریا وریا Kshutria-Vaira یا شهریور و امشاسپند به معنى سلطنت ایزدى است.
4. اسپنتا آرمیتى Spenta-Armati یا اسفندارمذ امشاسپند، خداوند زمین به معنى وفا و صلح مقدس مى باشد، این خداوند در اوستا دختر اهورا مزدا شمرده شده است.
5. هروات Harawat یا خرداد امشاسپند به معنى کامل و بى نقص.
6. امرتات یا امرداد امشاسپند به معنى جاودان و بى مرگ است.
لفظ "امشاسپند" از سه واژه ترکیب یافته و جمعا به معناى "بى مرگ مقدس" مى باشد و از لحاظ اهمیت و شایستگى شخصیت مستقل و جداگانه پیدا کرده اند و در اوستا از جمله خدایانى هستند که همه وقت در هر زمان همراه خداوند بزرگ مسکن دارند.
قسمت دوم از خدایان زردشت با یکى از ستارگان و یا موجودات آسمانى تطبیق شده اند و اداره امور آدمیان در جنگ و پیکار با دیوان و اهریمن افزونتر از امشاسپندان دخالت دارند مثلا "مهر ایزد" خداوند روشنایى خورشید در اوستا گاهى به لفظ "ایزد" و "یزدان" و گاهى "بغ" به معنى خداوند خوانده شده است در مهر یشت فقره 140- 141 مى گوید: "من مى ستایم مهر را مهر مقدس، مهر دلیر آسمانى والاتر از همه و مهربان و بى زیان را که در مناطق بلند اقامت دارد و توانا و رزم آراست مهر داناتر از همه بغها را". در فقره 98 همان یشت مى نویسد: "ما در برابر مهر خشمناک مقابله نمى کنیم و مهر تواناترین ایزدان و دلیرترین ایزدان، چالاک ترین ایزدان، فیروزمندترین ایزدان در همه روى زمین تسلط دارد".»

خدایان متعدد زردشتیان از دیدگاه جان ناس

"جان بی ناس" دانشمند معروف، آنجا که از خدایان متعدد زردشتیان یاد کرده مى نویسد: «شماره آنها را بیش از صدها و هزارها یاد کرده اند و همه داراى صفات ممتاز مى باشند که میراث آریانهاى دیرین است وبا خدایان مذکور در "ریک ودا" مشترکند از آن جمله "اوشا: Ushas" خداى مادینه سحرگاه و وایو Vayu خداى باد است ولى مهمتر و با شکوهتر از همه، میترا Mithra (خداى مهر) است که ظاهرا زردشت از آن یاد نکرده ولى عامه زردشتیان به او همچنان معتقد و دلبسته مانده اند". »
غیر از آنهایى که جان ناس ذکر کرده است خدایان دیگرى نیز چون: اشا، خداى آتش خاشا تروا خداى معادن و احجار، ارمیتى خداى خاک، سافند ارمذ دختر هرمز خداى زمین "ارث" دختر دیگر وى، خداى ثروت آهوروتائى خداى آب، امرایات خداى نباتات، ستاره ناهید خداى رودها اپم پنات خداوند آب و صدها خداى دیگر از این نوع در معابد زردشتیان با اهورا مزدا در خدایى شرکت یافتند و هر یک مقام بلندى را اشغال کردند و به عقیده زردشتیان بعضى از اینها به قدرى مقام بلندى دارند که اهورا مزدا به آنها پناه مى برد.

خدایان متعدد زردشتیان از دیدگاه کریستن سن

کریستن سن از دانشمندى به نام مسیوینبرگ نقل مى کند که: «ماه زردشتیان سى روز داشته هر روز به نام خدایى بوده است در آخر فصل اول کتاب بوندهشن نام این سى روز درج شده است.» طبق نوشته کریستن سن، آتشکده هایى که در نقاط مختلف شناخته شده بود هر یک به خداى معینى اختصاص داشت. به نوشته او، سال زردشتیان 12 ماه دارد که هر یک را نام یکى ازخدایان بزرگ نهاده اند و ترتیب آن از این قرار است:
1. فروردین (فروش ها)، 2. اردوهیشت (اشادهیشتا)، 3. خودداذ (هوروتات)، 4. تیر (تیشتریا)، 5. امرداد (امرتات)، 6. شهریور (حشاتراویریا)، 7. مهر (میترا)، 8. آبهان(اناهیتا)، 9. آذر (اتر)، 10. دذو (اوهرمزد خالق)، 11. وهمن (وهومنه)، 12. اسپندارمد (اسپنتا ارمیتى).
کریستن سن در جاى دیگر مى نویسد: «از مطالعه روایاتى که از منابع مسیحى در دست است، قبل از هر چیز یک نکته جلب توجه مى کند و آن مقام فائقى است که خورشید در آیین مزدیسنى ساسانیان دارا بوده است. یزدگرد به این عبارت سوگند یاد مى کند: "قسم به آفتاب، خداى بزرگ که از پرتو خویش جهان را منور و از حرارت خود جمیع کائنات را گرم کرده است." این پادشاه سه چهار بار سوگند آفتاب را تکرار کرده است. زردشتیان وقتى روحانیون مسیحیت را به ترک آیین خود وا داشتند شرط کردند که به جاى معبود سابق خود خورشید را بپرستند.»
همچنین در جاى دیگر مى نویسد: «از اوستاى موجود استفاده مى شود که پرستش عناصر طبیعت در میان زردشتیان کاملا رایج و جدى بوده است در میان این عناصر آتش (آذر) خوشبخت تر و علاوه بر جنبه الوهیت کم کم فرزند اهورا مزدا نیز شده است. اینها خدایان بى شمارى هستند که در جنگ و ستیز بر ضد اهریمن و دیوها با اهورا مزدا همکارى مى کنند در مقابل اینها اهریمن یا انگره مینو قرار دارد که مى تواند دیوان و عفریتان نامرئى یا موجودات زشت و پلید بیافریند این نیروى اهریمنى به وجود هزاران دیوها و شیطان که خود آفریده مى باشند افزایش مى یابد.»
بنابر آنچه گذشت، معلوم شد که خدایان شایسته ستایش در اوستا به صدها و بلکه هزارها مى رسد و حتى به نام هر یک از خدایان زردشت "یشت" مخصوص در ستایش و نیایش هر کدام تنظیم یافته و اکثر جزوات اوستا مشتمل بر این نیایشها و ستایشها است. چنان که شرق شناسان بزرگ اروپایى که اوستا را ترجمه کرده اند این آیین را مبتنى بر توحید ندانسته اند.

نفی توحید و یگانه پرستى دین زرتشت طبق اوستا

بنابراین ملاحظات و بسیارى از ملاحظات دیگر، تعجب از کسانى است که زردشت را از دیدگاه اوستا موحد و یگانه پرست دانسته اند با وجود این همه خدایانى که در دین زردشت قابل ستایش و نیایش مى باشد چگونه ممکن است کسى بگوید آیین زردشت بر مبناى توحید و یگانه پرستى استوار است؟ مسلما چنین عقیده اى طبق مندرجات اوستا بى اساس است. و با آنچه از اوستا و کتب دیگر زردشتى نقل شده، وفق نمى دهد، زیرا در کتاب زردشت و حتى در کتب زمان ساسانیان هیچ کجا اهورا مزدا به صفت واحد و یگانه توصیف نگشته و زردشت هیچ کجا قید نکرده است که: (به جز اهورا مزدا کسى شایسته ستایش نیست) بلکه بر عکس خدایان زیادى را قابل ستایش و نیایش معرفى نموده است.
مثلا در یسناى یک فقره 34 اوستا چنین مى گوید: «من نماز مى کنم به اهورامزدا و مهر پاک و جاویدان و به ستاره ها آفریده اسپنتامینو، به بیشتر ستاره درخشان و ارجمند به ماه حامل نژاد ستوران، به خورشید درخشان تیز اسب، به مهر، دارنده سرزمینها.»
همچنین در یشت 7 و 8 مى گوید: «ما مى ستاییم خورشید بى مرگ ما مى ستاییم ستاره و نه مزدا آفریده، ما مى ستاییم آسمان خود آفریده را، ما مى ستاییم آسمان خود آفریده را ما مى ستاییم زمان بیکرانه را، ما مى ستاییم باد نیکوکار پر برکت را و...» اینها شرک نیست، پس چیست؟ بنابراین یکتاپرستى در آیین مزدیسنا به هیچ وجه متصور نیست مگر این که یک احتمال واهى و بى اساسى بدهیم که آخرالامر اهورا مزدا به یارى نیکان و پاکان، روزى بر اهریمن پیروز مى گردد و فرمانروایى مطلق عالم یکسره اهورا مزدا را مسلم مى شود. ولى اگر مافوق همه نیرو و قواى طبیعت، دو ذات سرمدى یکى نیکوکار و دیگرى بدکار ملاحظه گردد و همه خدایان و موجودات نامرئى تحت نفوذ و سلطه این دو ذات واقع شوند در این صورت نیز "ثنویت" مجسم مى گردد.

منـابـع

داود الهامى- مقاله اوستا در قبرستان خاموش تاریخ- فصلنامه کلام اسلامى- شماره 33

ابراهیم پورداود- گاتها- صفحه 50- 51، 44

جلیل دوستخواه- اوستا، نامه مینوى آیین زردشت- صفحه 3-4

جان ناس- تاریخ ادیان- ترجمه على اصغر حکمت- صفحه 300

جلال الدین آشتیانى- زردشت مزدیسنا و حکومت- صفحه 338

موسى جوان- تاریخ اجتماعى ایران- صفحه 420، 314، 395- 394

آرتور کریستن سن- ایران در زمان ساسانیان- صفحه 90-110 و 164

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد