پیشینه حضور یهودیان در جزیرة العرب

فارسی 7053 نمایش |

جزیره العرب

دین مبین اسلام از این سرزمین بروز و ظهور یافت و بعثت پیامبر مکرم اسلام (ص) در بخش مهمی از جزیره العرب که امروزه شبه جزیره عربستان نامیده می شود رخ داد. اهمیت مکه لا اقل به خاطر مکانت خانه ای الهی که به دست بزرگمرد تاریخ (یعنی ابراهیم خلیل (ع) که تمامی ادیان ابراهیمی بدو منسوبند) ساخته شد برای تمامی افرادی که موید حضور ایشان در جزیره العرب هستند غیر قابل انکار است.

ارتباط عمیق فرهنگی و دینی یهودیان و مسلمانان
اگرچه طبق سنت یهودی نه مسیح (ع) و نه پیامبر مکرم اسلام (ص) هیچ کدام پیامبر برگزیده خدا به معنی تمام کلمه که در برگیرنده معنای نسخ برخی احکام پیشین و ابلاغ حدود تازه تر شناخته نمی شوند و به همین دلیل در زمان بعثت پیامبر اسلام (ص) با بیان سئوالات، ایرادات، ابهامات و شبهات و در برخی احیان تحریک اذهان عمومی عملیات ضد تبلیغی فراوانی داشتند اما اعتقاد راسخ دین مبین اسلام و پیروان آن تماما بر اعتقاد به موسی (ع) و سایر پیامبران بنی اسرائیل نخستین به عنوان پیامبری اولوالعزم و سایرین به عنوان پیامبران الهی استوار است. خصوصا وجود آیات فراوانی از قرآن کریم که به این گونه مسائل می پردازد و اینکه حضرت موسی (ع) پیامبری است که بیشترین نام از وی در قرآن کریم آمده است، بیانگر این ارتباط بی مثال است. بنابراین حداقل می توان گفت در زمان نزول قرآن کریم، یهودیان به عنوان شاهدی حاضر و ناظر به قول و فعل و تقریر پیامبر مکرم اسلام (ص) و بازتاب الهی آن در میان جامعه اسلامی قطعا حضور داشته اند و این مسئله آنقدر اهمیت یافته است که در قرآن کریم که شالوده فکری و اعتقادی مسلمانان به شمار می آید بسیار مورد توجه و اهتمام قرار گرفته است.

علت مهاجرت یهودیان به جزیرة العرب

درباره علت مهاجرت یهودیان به جزیرة العرب نظریه های مختلفی وجود دارد، از جمله:
1- حمله پادشاه آشور، بخت النصر یا نبوکد نصر، به فلسطین و آواره شدن یهود از دیار خود که بخشی به جزیرةالعرب کوچ کردند.
2- در ۷۰ میلادی با حمله تیتوس و خرابی معبد یهود، تعدادی از آنها از فلسطین آواره شدند، عده ای هم در سال ۱۳۲ میلادی در اثر شکنجه ها و آزار آدریان رومی به این ناحیه مهاجرت کردند.
3- در اثر تماس بازرگانانی که در زمان حضرت سلیمان (ع) و پس از او به کشور سبا سفر می کردند، مردم جزیرةالعرب با رسم و آیین یهود آشنا شدند.
4- در اثر تخطی گروهی از بنی اسرائیل از فرمان پادشاهشان از کشور خود رانده شدند و به حجاز رفتند، به نظر یهودیان این اتفاق در عصر طالوت رخ داده است.
5- بر اساس داستان دیگر، یهودیان از فرزندان داود پیامبرند که در پی قتل یکی از فرزندان حضرت داود (ع) به جزیرةالعرب گریختند.
6- عده ای می گویند یهود در سپاه نبونید، پادشاه بابل بوده اند که به جزیرةالعرب وارد شدند، اما آثار نبونید این موضوع را تایید نمی کند.
7- در اثر افزایش جمعیت یهود در فلسطین، ایشان به دنبال چراگاه به سرزمینهای مجاور مثل مصر، عرا و جزیرةالعرب کوچ کردند.
8- در بعضی روایات آگاهی یهود از ظهور پیامبر جدید در جزیرةالعرب باعث مهاجرت یهود به این منطقه شده است. البته تمام این موارد در حد یک نظریه است، زیرا هیچ مدرک مکتوبی از گذشته یهود در جزیرةالعرب وجود ندارد.

احتمالات در مورد پیشینه حضور یهودیان در جزیره العرب

پیشینه حضور یهودیان در جزیره العرب با چند احتمال که بعضا ضد و نقیض به نظر می رسد مواجه است. اصولا می توان این احتمالات را در دو دسته تقسیم بندی نمود. یکی احتمالاتی که اولین حضور یهودیان در جزیره العرب را مربوط به زمان موسی (ع) یا همان دوران می دانند و دیگری احتمالی که به حضور یهودیان در ادوار بعد از موسی (ع) اشاره می نمایند. در دل احتمال دوم نیز احتمالات دیگری مانند: حضور در بعد از دوره اسارت بابلی، حضور در زمان میلاد مسیح (ع)، حضور در زمان رسمیت یافتن مسیحیت در فلسطین و اروپا و... و حضور در زمان نزدیک شدن بعثت نبی مکرم اسلام (ص) می گنجد.

حضور در زمان موسی و هارون (ع)
برخی از محققین، سابقه حضور یهودیان در این سرزمین را به زمان شخص حضرت موسی (ع) متعلق می دانند و از مهمترین ویژگی های آن دوره را آنچنان که جان ناس بسیار بر آن اصرار دارد، ضعف عقیدتی یهودیان می دانند. به گفته این محققان این ضعف عقیده به خاطر عدم سیطره ی همه جانبه تعالیم یهودی در دوران ابتدایی بعثت موسی (ع) بوده است.

دلایل محققین در مورد حضور یهودیان در جزیره العرب
دلایلی که ایشان عرضه می کنند، به شرح ذیل است.
دلیل اول: در زمان موسی (ع) به خاطر سرپیچی بسیاری از افراد قوم از فرامین موسوی خصوصا مسئله جنگ با ساکنان بومی سرزمینهای پیش روی بنی اسرائیل و همچنین به دلیل اینکه بسیاری از همین افراد به دنبال سرزمین امنی بودند که در آن سرزمین درگیری وجود نداشته باشد و در حقیقت تامین کننده رفاه و آسایشی که در مصر به خطر افتاده بود باشد، به سمت شمال جزیره العرب راهی شدند.
دلیل دوم، عدم پایبندی یهودیان زمان موسی (ع) تا زمان اسارت بابلی به دیانت یهودی و سرپیچی مستمر از دستورات موسی و هارون (ع) می باشد. طبق این استدلال تا زمان اسارت بابلی، دیانت یهودی جایگاه اولیه خود را در اندیشه یهودی پیدا نکرده بود و هنوز تجانس دقیقی میان قومیت و دیانت شکل نگرفته بود و این اتفاق پس از زمان اسارت بابلی رخ داد. یعنی در این دوران مسائل قومی و سیاسی با مسائل دینی ممزوج گردید. از این گفته می توان چنین استنباط نمود که تا آن زمان اصرار چندانی به حضور در فلسطین نبوده است و لا اقل برخی از یهودیان استنباطشان از مسئله سرزمین موعود سرزمینی بوده است که می توانسته به دور از دغدغه های موجود در مصر تامین کننده نیازهای همه جانبه معیشتی ایشان باشد؛ فلذا امکان علاقمندی به سرزمینهای دیگر هم در این دوران وجود داشته است.
دلیل سوم، تایید برخی مورخان عرب مبنی بر حضور یهودیان در شبه جزیره است که به زمان موسی (ع) باز می گردد. مهمترین سند، سندی است که طی آن سند، سپاه موسوی برای از میان بردن عمالیق، راهی حجاز شده بودند و به دلیل سرپیچی از دستور موسی (ع) بنابر زنده نگذاشتن احدی از عمالیق، از بازگشت به سوی موسی (ع) منع می شوند. ایشان پس از مدتی در همان حجاز که سرزمینی سرسبزتر و پر آب تر بوده سکنی می گزینند و این قدیمی ترین سند موید حضور یهودیان در جزیره العرب است که ابوالفرج اصفهانی در کتاب الاغانی آن را ذکر نموده است.

نقد این احتمالات

با فرض بر اینکه این روایتها درصدی از درستی برخوردارند موارد ذیل به عنوان نقد مطرح است. برخی اعتقاد دارند یهودیان این روایات را هم برای اثبات حضور قدیمی خود در جزیره العرب و هم برای اثبات انتساب خود به انبیاء ساخته اند و در حقیقت خود را در تشکیل برخی تمدنهای عربی شبه جزیره (مانند تمدن الحضاره در یمن و...) دخیل می دانند. اگر یهودیان به دنبال سرزمین امنی بوده اند باید گفت لا اقل شمال جزیره العرب به عنوان محل در دسترس تر ایشان یه صورت مداوم در حال درگیری با امپراطوری های باستان بوده است. در صورت قبول روایات فوق؛ یهودیانی که به خاطر سرپیچی از فرامین موسوی و یا مواردی از این قبیل به شبه جزیره آمده اند چندان عصبیت و پایبندی دینی نداشته اند و لذا با اعراب رابطه مصاهرت برقرار کرده اند و ازدواج نموده و در حقیقت میان آنها به کلی حل شده اند.
روایات بسیار متقنی وجود دارد که طی آنها یهودیان جزیره العرب، تلمود و میشنا و سایر کتبی که بعد از اسارت بابلی تدوین شده است را در اختیار داشته اند. روایت مشهوری که در آن خلیفه دوم با استدلال بر میشنا به عنوان انحرافی در میان یهودیان، مسلمین را به خاطر ترس از داشتن میشنایی دیگر از نقل احادیث نبوی منع می کند. بنابراین چگونه می توان حضور یهودیان در شبه جزیره را به زمان موسوی مرتبط دانست در حالی که هنوز کتب مهمی چون تلمود نگارش نیافته است.

نتیجه
با مجموعه استدلال ها و نقدهای فوق می توان تقریبا حضور یهودیان در جزیره العرب از زمان قبل از اسارت بابلی را منتفی دانست و یا بسیار ضعیف تلقی نمود. بنابراین پیشینه حضور یهودیان در جزیره العرب، به زمان پس از اسارت بابلی باز می گردد. در این میان می توان نقاط عطفی همچون اسارت بابلی و ویرانی معبد اول و نیز حمله رومیان به اورشلیم و ویرانی معبد دوم، و دلایلی چون پیشینه ابراهیمی جزیره العرب، رسمیت یافتن دین مسیحی و آزار یهودیان توسط مسیحیان، پیشگویی هایی در کتب مقدس یهودی مبنی بر ظهور پیامبر آخرالزمان در جزیره العرب، دیاسپورا و مواردی از این قبیل را از مهمترین دلایل حضور یهودیان در جزیره العرب در عصر بعد از اسارت بابلی دانست.

پایان حضور یهودیان در شبه جزیره
با رخدادهای فراوانی که در زمان پیامبر مکرم اسلام (ص) از جمله جنگهایی چون خیبر و... به وقوع پیوست اما طبق گفته بسیاری از مورخین حضور یهودیان در جزیره العرب به صورت رسمی تا دوره خلیفه ی دوم که مصادف با فتح بیت المقدس است، ادامه یافت اما پس از آن این حضور محسوس نبوده است و در صورت مشاهده نهایتا به صورت کولونی های یهودی نشین تداوم یافت.

منـابـع

محمد حاج اکبری- مقاله پیشینۀ حضور یهودیان در جزیرة العرب- مجله هفت اقلیم پیش شماره 2

مرتضی شیرودی- مقاله یهود و پیامبر- سایت پیامبر اعظم

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد