سبک خراسانی قرن ششم (خاقانی)

فارسی 7711 نمایش |

ده شیوه خاقانی

از آنجا که تحقیق به اشعار عارفانه می گفته اند و غزل و شعر بزمی نیز از نظر موضوع به هم نزدیک است و از سوی دیگر بعضی از موضوعات رایج در قرن ششم در این تقسیم بندی نیامده، شاید بتوان گفت که منظور خاقانی از ده شیوه، این معانی باشد: تحقیق، وعظ، زهد، غزل (و داستانهای بزمی)، مدح، هجو، حماسه،شکوائیه، فخریه، رثاء. حبسیه و وصف را در این تقسیم بندی قرار ندادیم زیرا حبسیه خود نوعی توصیف هم هست و توصیف از لوازم هر یک از موضوعات ده گانه ی مذکور است و نباید موضوعی واحد به حساب آید. اگر چه این مطالب در شعر اکثر شاعران پراکنده است اما به اختصار می توانیم اختصاص این موضوعات را به بعضی از شاعران بدین ترتیب تعیین کنیم: تحقیق و وعظ و زهد در شعر سنایی، خاقانی و عطار، غزل و اشعار بزمی در انوری و خاقانی و نظامی، مدح در اکثر دیوانها به خصوص انوری و خاقانی و جمال الدین و کمال الدین، حماسه در اسکندرنامه ی نظامی و بعضی از شاعران گمنام، شکوائیه در شعر خاقانی و ظهیر و مجیر، فخریه در شعر خاقانی، رثاء در شعر خاقانی، هجو و هزل در شعر انوری و سوزنی. در اینجا در باب هریک از ده شیوه ی خاقانی به اختصار هر چه تمامتر اشارتی خواهیم کرد.

اشاره ای به مدیحه های مبالغه آمیز
قرن ششم آخرین قرنی است که مدیحه از موضوعات اصلی و جدی آن محسوب می شود. مهمترین ویژگی مدایح در این دوره، زبان مبالغه آمیز شاعران است. این مبالغه ها در شعر اکثر شاعران ثناگستر وجود دارد، از جمله به این نمونه ی معروف از ظهیرالدین فاریابی توجه فرمایید:
نه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پای *** تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان دهد
بالای کاینات بپرد هزار سال *** سیمرغ وهم تا ز جنابش نشان دهد
وی در بیشتر ابیات قصیده ی دیگری با مطلع:
ای که فلک تخت کبریای تو آمد *** افسر خورشید خاک پای تو آمد
نیز مبالغه های عجیب آورده است. نمونه ی این اغراقها در دیوانهای این دوره فراوان است. سبب این مبالغه ها دو چیز تواند بود: اول انحطاطهای اخلاقی جامعه ی قرن ششم و ضعیف شدن تعادلهای اخلاقی و اجتماعی و دیگر بی اعتنایی بعضی از ممدوحان به ثناگستری. شاعران برای اینکه توجه ممدوح را جلب کنند و از مضامین مدحی گذشته نیز استفاده نکنند به ناچار به مبالغه گراییده اند.

اشاره ای به تحقیق
تحقیق به سخنان صوفیان بزرگ گفته می شود که جنبه ی کشف و شهود و آشکار ساختن حقیقت داشته باشد. این گونه سخنان اولین بار در قرن ششم و از سوی سنایی در شعر فارسی راه یافته و می توان ادامه ی شیوه ی او را در آثار عطار جستجو کرد. خاقانی نیز در بعضی از قصایدش رنگ عرفان وجود دارد که از نظر بلندی مضامین به پای سنایی و عطار نمی رسد.

وعظ و زهد

اشاره ای به وعظ
معمولا شاعرانی که به زهد و تصوف تمایل داشته اند سخن وعظ نیز در آثارشان هست. وعظهای این قرن معمولا با زبانی تند و بی پرواست و این ویژگی در شعر صوفیانه ی فارسی متداول بوده است. تندی و بی پروایی در زبان این وعظها بیانگر شدت انحطاط و فساد اجتماعی نیز تواند بود.

اشاره ای به زهد
زهد شعری است که بی میلی شاعر نسبت به دنیا و نعمت، در آن تجلی یافته و شاعر در آن، دنیا و خصلتهای دنیا را برای خوانندگان خود معرفی کرده باشد. بزرگترین شاعر زهد در فارسی ناصر خسرو است در قرن پنجم، اما در این دوره این گونه سخن را در شعر سنایی و خاقانی و نظامی بیشتر می توان یافت. در آثار عطار و اثیر اخسیکتی و انوری و جمال الدین اصفهانی نیز این موضوع انعکاس قابل ملاحظه ای دارد.

اشاره ای به غزل و شعر عاشقانه
غزل عاشقانه در دیوان اکثر شاعران این دوره هست، اما مهمترین غزلهای عاشقانه را در دیوان انوری و خاقانی باید جست. این دو در تکامل غزل سهمی بسزا داشته اند و در غزلهای خویش مضامین مناسب و توصیف حالات عاشق را وارد کرده اند و غزل را از شکل تغزل آغاز قصاید خارج ساخته اند. با وجود این هنوز لطافت غزلی در شعر آنان به اوج نرسیده و سعدی در قرن هفتم غزل عاشقانه را از این نظر اعتلا داده است. خاقانی و انوری، هر دو مورد توجه سعدی و حافظ بوده اند.

اشاره ای به هجو
هجو و موضوعات نزدیک به آن یعنی هزل و طنز از قدیمترین ایام در شعر فارسی وجود داشته است اما در شعر دوره ی سامانی نمونه های آن فراوان نیست. در بسیاری از دیوانهای قرن ششم این موضوع راه یافته است. اما دو تن از این شاعران از این جهت از دیگران معروف ترند: انوری و سوزنی سمرقندی. در شعر این هر دو هجوها و هزلهای زشت و رکیک دیده می شود با تمثیلها و تعبیرهای مناسب آن. در آثار شاعری عارف مسلک چون سنایی (و حتی در شعر دوران دوم زندگی او) توجه به هجو و هزل قابل توجه است.

اشاره ای به شکوائیه
شکوائیه که حاصل نارضایتی شاعر از اوضاع و احوال زندگی و روزگار است هم از دوره ی سامانی در شعر فارسی هست. اما در قرن ششم به سبب نابسامانیهای خاص اجتماعی و غلبه ی دید عرفانی بر جامعه و بی توجهی ممدوحان و مسایلی ازین دست، این موضوع نمودی خاص دارد. این شکایتها بیشتر شکایت از روزگار، شکایت از کساد بازار شعر و ادب و علم و گله از حاسدان و نابکاران است. بخشی از شکوائیه های این قرن را حبسیات شاعران تشکیل می دهد که از زیباترین و مؤثرترین موضوعات شعر فارسی است.

اشاره ای به مفاخره
مفاخره نیز از قدیمترین ایام در شعر فارسی دری وجود داشته و بزرگترین فخریه سرای قبل از قرن ششم ناصر خسرو است. در قرن ششم نیز در شعر بسیاری از شاعران، مفاخره هست اما خاقانی در این موضوع سر آمد دیگران است. وی بارها به سخن و شعر خویش و قدرت خود در شاعری فخر کرده است. این مفاخره ها، معمولا حاصل بی توجهی ها به وجود شاعر و شعر و سخن اوست و نشان دهنده ی فساد اخلاقی نیز تواند بود.

اشاره ای به رثاء
این موضوع نیز در قرن ششم در پاره ای از دیوانها دیده می شود. شاید بتوان گفت که خاقانی با توجه به روح حساسی که داشته است، بهترین مرثیه سرای قرن ششم باشد. در دیوان او مرثیه ی بعضی علمای دینی چون امام محمد یحیی (که یکی از این مرثیه های وی بسیار مؤثر و پرسوز هم هست) دیده می شود. همچنین مرثیه ی، همسر (که ظاهرا اولین مرثیه در شعر فارسی در مرگ همسر است) و مرثیه ی بعضی از امیران و بزرگان وجود دارد. زبان خاقانی در این مرثیه ها یکدست نیست. زبان بعضی از آنها ساده و پرسوز و گداز است و زبان بعضی به شیوه ی عمومی او مغلق و ادیبانه. در دیوان بعضی از شاعران قرن ششم مرثیه ی شهیدان کربلا نیز دیده می شود و علت آن قدرت گرفتن تدریجی تشیع در جامعه است.

اشاره ای به حماسه
اگر چه بعضی حماسه های ملی در این قرن منظوم شده است اما هیچ یک از آنها از نظر فن حماسه سرایی قابل توجه نیست. اصولا قرن ششم، قرن رواج حماسه نیست و با سروده شدن شاهنامه ی فردوسی در قرن چهارم این نوع شعر در زبان فارسی به نهایت تکامل خود رسیده است. اما نمونه هایی از منظومه های حماسی در شعر این دوره دیده می شود. معروفترین منظومه ها اسکندر نامه نظامی است و شهریار نامه مختاری غزنوی. (تاریخ ادبیات در ایران، ص 365)

ویژگیهای سبک قرن ششم (شعر فنی)

باید توجه داشت که هر دوره ای از ادوار مختلف سبک شعری شعرای ادب پارسی، دارای ویژگی ها و خصوصیات متمایزی از دیگر دوره هاست و با کمک همین ویژگی ها می توان هر دوره ای را از سایر دوران باز شناخت. سبک قرن ششم (شعر فنی) نیز دارای ویژگی های منحصر به فردی است که آشنایی با آنها ما را به شناخت بهتر این سبک رهنمون می شود که به شناخت این ویژگی ها می پردازیم:

ویژگیهای صوری و زبانی
اگر چه مختصات زبان دوران رشد و تکوین مانند تخفیفها و تبدیلها و... در زبان شعری قرن ششم نیز وجود دارد، شدت کهنگی ها و کاربردهای دوران سامانی در آن دیده نمی شود و در مجموع زبان شعر در این قرن یکنواخت تر از دوره های قبلی است و روی به دگرگونی دارد.

افزایش واژه های عربی و ثقیل
نفوذ واژه های عربی و ثقیل در شعر این دوره به مراتب بیشتر است. علاوه بر سیر و رشد طبیعی زبان فارسی که خود می تواند عاملی نسبی به افزایش واژه های عربی باشد، باید توجه داشت که این قرن، عصر عربی مآبی نیز هست. در این قرن زمینه ی تاریخی برای نفوذ بیشتر واژه های عربی در فارسی فراهم بود و علاوه بر این، سلیقه ی ادبای این دوره نیز بر فضل فروشی و عربی مداری است و این خود سبب می آید که شاعران بعضی واژه ها و ترکیبات عربی را (که ممکن است مهجور و ثقیل هم باشد) در شعر خود به کار ببرند. در شعر خاقانی واژه هایی مانند ضفدع، مستسقی، که آن را جمع بسته و به شکل مستسقیان آورده، طرمسیقوس، غدرفی، قطربلی، قعده، متنحل و امثال این به کار رفته و مشابه این واژه ها را در شعر سنایی و نظامی و انوری و جمال الدین اصفهانی نیز می توان دید.
بعضی از این واژه ها در اصل عربی نیست اما نکته اینجاست که در شعر قرن ششم فریضه ی «واژه های تراشیده و زیبا و ویژه را برای شعر» شاعران درهم ریخته اند و در استعمال واژه ها، زیبایی و کوتاهی و مأنوس بودن آنها را در نظر نداشته اند. علاوه بر این در شعر قرن ششم ترکیبات و عبارات عربی نیز فراوان به کار رفته است. در شعر قرن پنجم، بعضی از شاعران، گاه گاه ترکیبات و عبارات عربی را به کار برده اند مانند ناصر خسرو که ترکیب «نادرالزمان» و فعل «ارجو» را در ابیات خویش استعمال کرده است اما این کاربردها در آن دوره اندک است و بیشترین استعمال آن در شعر منوچهری دامغانی است و منحصر به موارد مأنوس و رایج. در شعر قرن ششم، شاعران مکرر از این گونه ترکیبات (چه مأنوس و چه نامأنوس) استفاده کرده اند:
گر همی گنج دلت باید و جان *** شو به دریای فسروا القرآن
عشق برتر ز عقل و از جان است *** لی مع الله وقت مردان است
آدم از عشق اهبطوا منها *** آمد اندر جهان جان تنها
و در شعر خاقانی و انوری و دیگر شاعران این دوره نیز ترکیباتی و عباراتی ازین دست دیده می شود: ضرب الرقاب، طاب علیک الصبوج، کحل الجواهر، قصب السبق و...

نفوذ واژه های ترکی به زبان فارسی

به سبب استمرار حکومت ترکان در ایران و وجود غلامان و کنیزان ترک در خانه ها و در میان مردم، واژه های ترکی نیز به زبان فارسی راه یافته است. در متون قرن پنجم، گاه گاه واژه های ترکی مانند: بگماز (منوچهری) و تغار (ناصر خسرو) دیده می شود اما تعداد آنها قابل ملاحظه نیست. در متون قرن ششم کاربرد واژه های ترکی فراوان تر است مانند: اشک: به معنی حمار:
تو کلام خدای را بی شک *** گر نئی طوطی و حمار و اشک
«حدیقه، ص 172»
سن: به معنی تو، اتمک یعنی نان.
پاره کوشه طغان جود که من بهر اتمکی *** پیشش زبان به گفتن سن سن درآورم
«حدیقه، ص 242»
سو: نان
تن گرچه سو و اتمک از ایشان طلب کند *** کی مهر شه به اتسز و بغرا برافکند
«حدیقه، ص 140»

ترکیب سازی در شعر قرن ششم
به موازات نفوذ واژه های عربی و استعمال بعضی واژه های عربی به جای ترکیبات فارسی، در شعر قرن ششم توجه به لغت سازی و ترکیب سازی و آوردن تعبیرات تازه و اضافات بدیع نیز شگفت انگیز است. شاعرانی چون سنایی و خاقانی و نظامی به این امر توجه فراوان داشته اند و شعر آنان از این نظر در ادب فارسی ممتاز است.

منـابـع

محمد غلامرضایی- سبک شناسی شعر پارسی- انتشارات جامی- 1377

ابوالمجد مجدودبن آدم سنایی غزنوی- حدیقه الحقیقه- انتشارات دانشگاه تهران- 1359

ذبیح الله صفا- تاریخ ادبیات در ایران- جلد دوم- تهران- انتشارات ابن سینا- 1351

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد