سهل بن سعد خزرجی انصاری

فارسی 6984 نمایش |

از صحابه مشهور رسول خدا و از راویان حدیث و حماسه حسینی در کربلا است.
شیخ طوسی، او را از اصحاب و یاران علی بن ابیطالب (ع) نیز می داند.
سهل از طایفه بنی ساعده بود و در زمان رحلت پیغمبر اکرم (ص)، پانزده ساله و در مدینه بود.
گفته شده که نام او «حزن» بود ولی پیغمبر خدا، او را سهل نامید.
وی احادیثی از پیغمبر اکرم و علی بن ابی طالب (ع) و فاطمه زهرا (س) و بعضی از صحابه نقل کرده، از جمله اینکه در حدیثی از پسرش عباس، نقل شده که گوید: «پدرم نقل کرد: از حضرت فاطمه (س) راجع به امامان پرسیدم، آن حضرت فرمود: از رسول خدا شنیدم که فرمودند: امامان بعد از من، به شماره نقیبان بنی اسرائیل (دوازده تن)، می باشند.» هم چنین سهل بن سعد، از شاهدان غدیر خم در ولایت حضرت علی (ع) بوده است.
و از راویان حدیث خیبر و به گفته علامه امینی در کتاب «الغدیر»، از راویان حدیث غدیر است و جمله مشهور پیامبر اکرم (ص) که: «فردا پرچم را به مردی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست می دارد و خدا و رسول، او را دوست می دارند، و او برنمی گردد تا آنکه خداوند پیروزش گرداند. و این از فضایل علی (ع) است.» از جمله روایات سهل بن سعد است که اکثر مورخین، چون طبری و جامی، آن را نقل کرده اند. (شواهد النبوه 208/207)
سهل، سال 61 هـ.قمری، در جریان نهضت حسین بن علی (ع) در کوفه، به عنوان شاهد و ناظری از طرف آن امام به کوفیان معرفی می شود و امام در سخنرانیش خطاب به کوفیان می گوید: «اگر مرا باور ندارید، در میان شما، جابربن عبدالله انصاری، زیدبن ارقم و سهل بن سعد ساعدی و... هستند و شما می توانید سخن رسول خدا درباره مرا، از آنها بپرسید.»
بعد از شهادت امام حسین (ع)، آن زمان که اهل بیت آن حضرت را به عنوان اسیر به شهر شام بردند، او برای کاری به بیت المقدس رفته و از آنجا به شام (دمشق) رفت. قبل از دروازه شهر (دمشق)، با کاروان اسرا برخورد کرد. و وقتی داخل شد، دید که همه جا را چراغان کرده و آذین بسته و مردم زینت کرده و طبل و ساو می زنند، از جشن و شادی مردم تعجب کرد می گوید: «از جمعی پرسیدم مگر اهل شام را عیدی است که ما نمی دانیم؟»
گفتند: «ای شیخ آیا تو در این شهر غریبی؟»
گفتم: «من سهل بن سعدم و به خدمت رسول خدا (ص) رسیده ام.»
گفتند: »ای سهل، شگفتا که چرا از آسمان خون نمی بارد و زمین سرنگون نمی شود.»
گفتم «چرا؟»
گفتند: «این شادی و سرور برای اینست که سر مبارک حسین بن علی بن ابی طالب (ع) را امروز از عراق برای یزید بن معاویه هدیه می آورند.»
گفتم «سبحان الله. سر امام حسین را می آورند و مردم شادی می کنند.»
پرسیدم «از کدام دروازه؟» گفتند: «از دروازه ساعات.»
من به سوی آن دروازه با عجله رفتم. و دیدم که پرچم های کفر همچنان می آیند: ناگاه سواری آمد و نیزه ای در دست و سری را بر بالای نیزه دیدم که شبیه ترین مردم به رسول خدا بود. و دیدم که زنان و کودکان بر شتران برهنه سوارند.
سهل بسیار ناراحت شد و نزد حضرت سکینه دختر امام حسین (ع) رفت و خودش را معرفی کرد و گفت که حاضر است هر درخواست و تقاضایی را برای اسرا انجام دهد. حضرت سکینه از او خواست تا به آن نیزه داری که سر پدرش حسین (ع) را می برد، بگوید پیشاپیش ما حرکت کند و مردم آن سر را ببینند و ما را، که خانواده و حرم رسول خدا هستیم نگاه نکنند، سهل با پرداخت چهارصد دینار از نیزه دار خواست که جلو برود تا اهل بیت امام (ع)، آسوده باشند. او چون در شهر شام حضور داشت، کیفیت ورود اسرا را روایت، و برخی از وقایع را نقل کرده است. در سال 75 هـ.قمری، حجاج بن یوسف ثقفی، او و بقایای صحابه پیامبر چون انس بن مالک و جابربن عبدالله را مورد اهانت زیاد قرار داد.
سهل بن سعد، در اواخر عمرش در شهر مدینه زندگی می کرد و آخرین صحابه رسول الله (ص) است که در مدینه وفات یافت.
سال 88 یا 91 هـ.ق، در سن 96 و به قولی صد سالگی از دنیا رفت.

منـابـع

شیخ عباس قمی- نفس‌ المهموم

محمدباقر مجلسی- بحارالانوار

دائرة المعارف تشیع به نقل از الاصابه، الاستیعا، الجمل شیخ مفید، و...

جواد محدثی- فرهنگ عاشورا

جلال الدین سیوطی- تاریخ خلفا

موسوعة الامام الحسین (ع)- جلد 6

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها