غزوه خندق (فرار از جنگ)

فارسی 2742 نمایش |

در جنگ خندق به هنگام محاصره مسلمین توسط احزاب، گروهی از مسلمین گفتند: «خانه های ما بدون حفاظ است» و از پیامبر اکرم (ص) اجازه خواستند تا به خانه هایشان بازگردند. قرآن کریم به این مطلب اشاره کرده و می فرماید: «به هنگام جنگ احزاب گروهی از ایشان (مسلمانان منافق) از پیامبر (ص) اجازه خواسته و می گفتند: «خانه های ما بدون حفاظ (و محافظ) است، در حالیکه خانه هایشان بدون حفاظ نبود، آنها فقط می خواستند از جنگ فرار کنند...» در نصوص تاریخی در این که چه گروه و طایفه ای این سخنان را گفته اند اختلاف نظر وجود دارد:
1- عبدالله ابن ابی و اصحابش این سخنان را گفته اند.
2- منافقین «بنی سالم» ظاهرا منظور همان بنی سلمه است قائل این قول اند.
3- گوینده این سخن «اوس ابن قبطی» و موافقین و همراهان او بوده اند.
4- برخی قائل اند که این سخن، سخن «اباملیل، سلیک ابن الاعز» بوده است.
5- برخی از «بنی حارثه» این سخن را گفته و از پیامبر اذن خواسته اند که بازگردند.
6- جماعتی از منافقین مانند اوس ابن قیظی و تابعینش، سپاه اسلام را فراری می دانند و می گفتند: «برای پیامبر این طور بهانه بیاورید که خانه هایتان برهنه و خالی از محافظ است و اینکه خانه هایتان خارج از مدینه است و ما از حمله و پیروزی دشمن بر آنها می ترسیم.»
7- وقتی حلقه محاصره تنگ شد و دشمن از هر جهت بر مسلمین احاطه یافت، بنی حارثه و بنی سلمه عذر آوردند که خانه هایشان خارج از مدینه و بدون حافظ است فلذا اجازه خواستند که برگردند البته پس از مدتی خداوند آنها را منصرف و در جنگ ثابت قدم کرد.
8- بنی حارثه تحت تاثیر جوی که برخی منافقین ایجاد کردند نزد پیامبر رفته و گفتند: «خانه های ما حفاظ ندارد و...»؛ رسول الله (ص) به آنها اجازه داد که بازگردند ایشان نیز خوشحال شده و داشتند مقدمات بازگشت را فراهم می کردند که «سعد ابن معاذ» از جریان آنها با خبر شد و نزد رسول الله (ص) رفته و عرض کرد: «ای فرستاده خدا! به ایشان اجازه چنین کاری را مده، قسم به خدا! تاکنون مشکلی به ما و ایشان نرسیده مگر اینکه همین کار را کرده و همینطور بهانه جویی نموده اند پس بنی حارثه را بازگرداند.

جمع بندی: شاید از مجموع اقوال فوق، بتوان این نتیجه را گرفت که قائلان آن سخن (خانه های ما بی حفاظ است)، بخشی از بنی حارثه و تعداد کمی از «بنی سالم» و.... بوده اند که تحت تاثیر «عبدالله ابن ابی» و «اوس ابن قیظی» و «ابا ملیل» قرار گرفته و چنین کاری کرده اند. و شاید این سخن چندبار از زبان چند گروه و تحت تاثیر جوهای متعدد خارج شده باشد؛ اما آنچه مسلم است اجازه دادن پیامبر (ص) و بازگشت عده زیادی از مسلمین به خانه هایشان است. تا جایی که برخی مورخین گفته اند: «همه مردم از اطراف پیامبر (ص) متفرق شدند. بجز 12 نفر!!» البته ظاهرا در اکثر نقل ها تعداد باقیماندگان ذکر نشده بلکه صرفا به فرار اکثر اهل مدینه از اطراف رسول الله (ص) اشاره شده است و در برخی نصوص تعداد بازماندگان در حفاظت از خندق 300 نفر گفته شده است.

پاسداری پیامبر (ص) از خندق:
از ام سلمه نقل است که می گفت: من در غزوه خندق در تمام مدت اقامت رسول الله (ص) در آنجا به همراه ایشان بودم و با آنکه سرمای سخت و آزار دهنده ای وجود داشت اما حضرت (ص) خودشان شخصا در خندق نگهبانی می دادند. شبی به ایشان می نگریستم که برخاستند و مدتی نماز گزاردند، سپس از خیمه خود بیرون رفته و ساعتی دیده بانی داد و شنیدم که می فرمود: «گروهی از سواران دشمن اطراف خندق می گردند، آیا کسی برای مقابله با ایشان هست؟ آنگاه «عباد ابن بشر» را صدا زدند. «عباد» گفت: «گوش به فرمانم ای رسول خدا (ص) چه امری دارید؟» فرمود: آیا کسی نیز همراه تو هست؟» گفت: «آری، من به همراه گروهی از یاران خود گرد خیمه شما- گشته و آماده دفاع از شما هستیم» حضرت (ص) فرمود: «با یاران خود کنار خندق رفته و گشت بده چرا که گروهی از سواران دشمن، در این اطراف می چرخند و طمع دارند به ما شبیخون بزنند. تو و یارانت بروید و از مسلمین دفاع کنید» آنگاه دعا فرمودند: «پروردگارا شر دشمن را از ما دفع کن و ما را بر ایشان پیروز کرده و آنها را مغلوب ما بگردان، بدرستی که کسی غیر از تو نمی تواند آنها را مغلوب کند»، پس «عباد ابن بشر» به همراه یاران خود رفته و ناگهان متوجه شد ابوسفیان همراه گروهی از سواران مشرک در اطراف بخش های کم عرض خندق می چرخند و قصد دارند از آنجا عبور کنند مسلمانان («عباد» و یارانش)، در مقابل آنها ایستادند و آنها را با تیر و سنگ زدند- تا- سرانجام موفق شدند مجبور به عقب نشینیشان کنند.

منـابـع

محمود مهدوی دامغانی- ترجمه مغازی واقدی

سیدجعفر مرتضی عاملی- الصحیح من سیره النبی الاعظم (ص)- جلد 11 از چاپ 35 جلدی

صفي الرحمن مبارکپوري- الرحقیق المختوم ج 1

ابوالقاسم السهيلي- الروض الانف- جلد 2

نور الدين الحلبي- السیره الحلبیه- جلد 2

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد