محمدبن علی بن نعمان بن ابی طریفه بجلی کوفی صیرفی (مؤمن الطاق)

فارسی 21155 نمایش |

از اصحاب دانشمند امام ششم و امام هفتم شیعه (ع) و به نقل بعضی از علمای رجال از امام چهارم حضرت سجاد (ع) و امام باقر (ع) نیز روایت کرده است.
کنیه اش: ابوچعفر
لقبش: احول، معروف به "مؤمن الطاق" بود که دلیلش را خواهیم گفت. گاهی به جدش نعمان منسوب می شد و به او محمد بن نعمان می گفتند بنابر بعضی اقوال دینی از محبوب ترین اشخاص در نزد امام جعفر صادق (ع) به شمار می آمد.
در اواسط قرن دوم ه. ق در کوفه زندگی می کرد و از علم زیادی برخوردار بوده و متکلمی حاذق و در بحث ها و مناظرات بسیار حاضر جواب بود تا آنجا که محاجه اش با مذاهب انحرافی چون خوارج مشهور و آنطور که در بعضی اخبار آمده در امامت حضرت جعفر الصادق (ع) با زید بن علی بن الحسین (ع) مناظره ها کرد و او را ملزم گردانید.
وی در "طاق المحامل" شهر کوفه دکان صیرفی داشت و به همین جهت در بین عده ای به طاقی و صاحب الطاق و مومن الطاق و گاهی هم به شاه طاق لقب گرفته بود. و از آن جهت که در کارش بسیار خبرگی داشت و هر چیز تقلبی را که کسی نمی شناخت او تشخیص می داد به او شیطان طاق هم می گفتند.
روزی پول قلابی پیدا شد که ظاهرش چیزی معلوم نبود اما چون به او دادند فهمید و آن را شناخت. از این رو مخالفینش به او شیطان الطاق لقب دادند.
مناظرات و مکالمات او با ابوحنیفه مشهور است. یکی از آنها را در اینجا نقل می کنیم.
روزی ابوحنیفه ازاو پرسید: «آیا شما شیعیان به رجعت اعتقاد دارید؟»
گفت: «بلی.»
گفت: «پس پانصد اشرفی به من قرض بده که در رجعت که به دنیا برگشتم به تو پس می دهم.»
مومن الطاق گفت: «قبول دارم به شرط اینکه برای من ضامنی بیاور که وقتی به دنیا بر می گردی به شکل انسان امروزی برگردی زیرا که رجعت انسانها به فراخور اعمالشان می باشند و می ترسم که رجعت تو به شکل غیر انسانی باشد و من تو را نشناسم و نتوانم وجهم را از تو دریافت کنم.»
بنابه نقل مورخین روزی ابوحنیفه با اصحاب و یارانش در مجلسی نشسته بود که متوجه شد ابوجعفر مومن الطاق از دور می آمد و آنها را دید ابوحنیفه به محض اینکه نظرش بر او افتاد از روی تعصب و عناد به یارانش گفت: «قد جائکم شیطان؛ شیطان به سوی شما آمد.» چون او سخن ابوحنیفه را شنید و نزدیک شد این آیه را برای آنها خواند: «انا ارسلنا الشیاطین علی الکافرین تؤزهم ازا؛ ما شيطانها را بر كافران گماشته‏ ايم تا آنان را [به گناهان] تحريك كنند.» (مریم/ 83)
پس از شهادت حضرت صادق (ع) روزی ابوحنیفه به او گفت: «امام تو وفات یافت.» او گفت: «آری اما امام تو تا قیامت نمی میرد.» (که مقصودش شیطان بود) «فانک من المنظرین* الی یوم الوقت المعلوم؛ در حقيقت تو از مهلت ‏يافتگانى تا روز معين معلوم.» (ص/ 80- 81) همه این مطالب و داستانهای زیاد دیگری در همین راستا حکایت از جواب های حاضر و ماهرانه و منطقی و بجای او می کند که با علم و درایتی که داشت همیشه مدافع حریم ولایت بود و مخصوصا با مخالفان به بحث و جدل می پرداخت.

آثار:
بعضی از تالیفات او از اینقرار است:
1- الاحتجاج فی الامامه علی (ع)
2- افعل لا تفعل
3- الامامه
4- الرد علی المعتزله
5- فی امر طلحه و الزبیر و العائشه
6- مجالس ابی حنیفه و غیرها.
بنابر قولی وی بعد از وفات حضرت امام جعفر صادق (ع) از دنیا رفت.

منـابـع

حاج شیخ عباس قمی- منتهی الامال

محمد علی مدرس تبریزی- ریحانه الادب

سيد مصطفى حسينى دشتى- معارف و معاریف

علامه محمد باقر مجلسى- بحارالانوار (47/499)

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها