هر اثر هنری ماندگار اشباع حس نوگرایی در حیات معقول

فارسی 2603 نمایش |

زمان، آن اندازه قدرت ندارد واقعیاتی را که به استعدادهای ذاتی پیوسته است، کهنه و فرسوده بسازد. آیا زمان می تواند وضعی را پیش آورد که انسان ها و عموم جانداران اصل «صیانت ذات» را که از آغاز تکون در روی زمین برای همه آن ها حاکمیت مطلقه دارد، رهاکند؟! عاطفه مادران به فرزندانشان را به شرط این که واقعا مادر باشند، گذشت زمان می تواند پژمرده و فرسوده کند؟! همه شوون حیاتی انسان همیشه نو خواهد بود. آری، هر چیزی از شوون انسانی که مانند گلی یا خاری در کناره ای آبرس چشمه سار حیات او بروید، همواره تازگی خود را حفظ خواهد کرد. آثار هنری هر اندازه که دورتر از این کناره ها روییده شوند، درکویر مفاهیم انتخاب شده از اوهام بی اساس، با آبیاری شدن از تخیلات جدید الظهور چند صباحی برای مشتی ساده لوح نا آگاه جالب خواهد بود؛ ساده لوحانی که از چشمه سار حیات برکنار شده و نا آگاه در کویر حرکت می کنند. آری، این گونه آثار می تواند مشتی بر آب بر صورت خواب آلودگان کویر مفاهیم وهمی بزند و تا حدودی با رفع ملالت تکرار و یکنواختی زندگی، لذتی به نام لذت نویابی به وجود بیاورد.
با نظر به همین علت است، که می توانیم پاسخی قانع کننده برای این سوال پیدا کنیم که چرا هزاران اثر هنری در عرصه حیات انسان ها، مانند حباب ها و یا امواج کوچک در سطح دریا سر می کشند و دیری نمی گذرد که فرو می نشینند و از وجدان تاریخ و فرهنگ انسان ها ناپدید می شوند و فقط مقداری از آثار هنری می توانند به دور از دستبرد خزان کهنگی و پژمردگی، به تازگی خود ادامه بدهند.
از این جاست که هر اثر هنری، که واقعیات انسان «آن چنان که هست» و انسان «آن چنان که باید باشد» را در گذرگاه پر معنای حیات هر لحظه می تواند گل و ثمر تازه ای را به وجود بیاورد، مطرح می نماید، هم حس لذت عالیه نوگرایی را در حیات معقول اشباع می کند و هم گامی بسیار موثر در پیشرفت انسان به سوی کمال بر می دارد. در این اثر هنری خوب بیندیشید که برای حل حیات، بلکه معمای جهان هستی با آن همه عظمت و شکوه و پیچیدگی، چگونه از مرتبط ساختن این حیات و جهان متغیر به یک ثابت به نام ابدیت، جمله نهایی را مطرح و معما را واقعا حل می کند. بدون مبالغه، این اثر هنری، همان گل همیشه بهار هنر ادبی است که با آب گیری از ابدیت چشمه سار حیات ما انسان ها را به جریان لاینقطع می اندازد. آیا خزانی سراغ دارید که بتواند این هنری حافظ شیرازی را که می گوید:

گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک *** از فروغ تو به خورشید رسد صد پرتو

از پای درآورد؟! آن کدامین خزان است که درخشش و زیبایی و عطر این گل همیشه بهار:

سعیدیا گر بکند سیل فنا خانه عمر *** دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست

را از بین ببرد؟ یقین بدانید هر اثری هنری که در غایت زیبایی محسوس با داشتن عالی ترین امتیازات جمال نگارین بتواند بشر ناظر را به شدت هر چه تمام تر به خود جذب کند و از همان لحظات نخستین آن جذب، چشمانش در حال لمس آن اثر باشد، ولی آگاهانه یا آگاه، دل و احساس برین نظاره کننده راهی کمالی عالی کند که خود آن اثر پرده نگارین و شفاف کشیده بر روی آن است برای ابد پایدار خواهد بود. محدودیت معلومات و خود محوری بودن خواسته های ما و تو در تو بودن رازهای طبیعت به حد کافی، شب های روزگار عمرما را بسی درازتر و تاریک تر می سازد، اما تو هنر مند با شکافتن این فضای تاریک به وسیله هنرهای نو به نو:
هین ید بیضا کن از لطف اله *** صبح نو بنما ز شب های سیاه

دریغا که مقداری قابل توجه از آثاری که نمایش هنر دارد، بر تاریکی های شب های عمر ما می افزاید و یا به عنوان فرار از رئالیسم افراطی، لحظاتی چند در صبح کاذب، شگفتی ما را به خود جلب می کند و سپس ما در همان تاریکی شب ها را ها می سازد. اکنون می توانیم به سراغ خالق زیبایی ها و نبوغ ها، خداوند سبحان برویم و دستور نهایی را از خالق اصلی هنرها و زیبایی برای هنرمندان که رسالتی بس عظیم به عهده دارند بگیریم و به کار ببندیم خداوند سبحان می فرماید:
«انزل من السماء ماء فسالت اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه او متاع زبد مثله کذلک یضرب الله الحق و الباطل فاما الزبدفیذهب جفاء و اما الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الامثال»؛ «خداوند متعال آب را از آسمان فرستاد. پس آب در دره ها به مقدار گنجایش آن ها به جریان افتاد. سیل، کف های برآمده را بر سطح خود حمل می کند، و از موادی که در آتش برای زینت و متاع ذوب می کنید کفی است مثل آن. خداوند بدین گونه مثال حق و باطل را می زند. اما کف ها ناپایدارند و می روند و اما آن چه که برای مردم سودمند است، در روی زمین پایدار می ماند. خداوند مثل را بدین گونه می آورد.» (رعد /17)

چند مطلب مهم را از این آیه می توانیم استفاده کنیم:

1-هم جریان فرود آمدن باران و جاری شدن آن در دره ها سیل گاه ها مستمر است و هم به فعلیت رسیدن قوای مغزی دانشمندان و هنرمندان و رویدادهای جهان هستی که دو عامل اساسی بروز دانش ها و هنرها می باشند. بنابراین، بروز تازه های علمی و هنر یک پدیده قانونی است. یعنی این اصل در حکمت الهی است.

2-دره ها به مقدار گنجایش خود را آن سیل را از خود عبور می دهند، همان گونه که حقایق علمی و فعالیت های هنری به مقدار گنجایش مغزی و روانی انسان ها، از آن دو عبور می کنند.

3-سیل ها و مواد ذوب شده، کف هایی در سطح خود نمودار می سازند، اگر چه این کف ها بسیار زیبا و جالب هم باشند، لحظاتی چشمان تماشاگر را می نوازند و بالاخره از افق دید او ناپدید می گردند، ولی آب و آن ماده ذوب شده برای زینت و یا هر کالا و وسیله ای دیگر که مفید به حال بشری هستند، می ماند و در ادامه حیات بشری نقش خود را ایفا می کند.

منـابـع

محمدتقی جعفری- زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام- صفحه 51-49

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها