موجود بودن موجودات گذشته،‌ حال و آینده

فارسی 2559 نمایش |

بر اساس براهین متقنه فلسفه، هیچ موجودی نیست که موجود بشود و در عین وجود معدوم گردد؛ وجود و عدم با هم متناقضند؛ موجود و معدوم با هم متناقضند؛ سپیدی و سیاهی با هم جمع نمی شوند. آیا می شود چراغهای این مسجد روشن باشد و در همان آن تاریک باشد؟ این غلط است. بلی میشود در یک لحظه روشن و در لحظه دیگر تاریک باشند و پس از آن روشن و سپس تاریک گردند. روشنائی ها و تاریکی ها متعاقب یکدیگر ممکن است پیدا شود، ولی در زمان واحد محال است. اگر کسی لباس وجود پوشید و در زمان دیگر معدوم شد، این شخص در زمان بعد معدوم است، ولی آیا می توان گفت: در زمان قبل هم معدوم است؟ بنده الان زنده ام، بعد می روم به رحمت خدا ان شاء الله؛ در آن وقت زندگی طبیعی را ندارم؛ ولی می شود گفت: الان زنده نیستم؟ الان زنده هستم و إلی الابد من در ظرف الان زنده ام؛ مرده نیستم. چون زندگی در این صفحه از زمان مفروض است و وجود در این قطعه مفروض است؛ در لحظه بعد وجود در این قطعه عوض نمی شود عدم بر آن عارض نمی شود، وجود در صفحه بعد و قطعه بعد تبدیل به عدم می شود، آن ربطی به این صفحه از زمان ندارد. پس بنابراین، روی این برهان هر موجودی که در عالم لباس وجود پوشید عدم نسبت به او محال است. هر چیز که موجود شد معدوم شدنش محال است. این ستون الان مسجد را نگه می دارد؛ در حالیکه دارد نگه می دارد فرض کنید که نیست و معدوم است. این محالست. آری ستون یک هزار سال نگه می دارد و سپس منهدم می شود؛ در آن هزار سال که نگه می داشت که عدم نداشت و در آن وقتی که منهدم شد که وجود نداشت. پس وجود و عدم، موجود و معدوم، با یکدیگر جمع نمی شوند. و چیزی که موجود شد، در عین وجود و در زمان وجود، لباس عدم نمی پوشد.

حال که این مطلب روشن شد، می گوئیم
خداوند تبارک و تعالی در بدء خلقت عالمی را ایجاد کرد (بحث سلسله مراتب طولیه فعلا مطرح نیست، و فقط در مراتب عرضیه صحبت داریم) عالم را خلق کرد، خورشید و ماه و ستارگان را خلق کرد، زمین را خلق کرد، بعد مدت ها گذشت آدم را خلق کرد، از آدم و حوا اولادی به ظهور رسیدند و از آنان نسل بنی آدم پدیدار شد و امت هائی و پیامبرانی یکی پس از دیگری به وجود آمدند و رفتند تا نوبت رسید به زمان حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله (ص)، و از آن زمان تا این زمان و از این زمان نیز تا روز قیامت و بعد از قیامت تا آنجا که خدا می داند؛ تمام این موجودات گذشته و آینده که الان نیستند، در ظرف امروز نیستند نه در ظروف مختص به خود؛ آن موجوداتی که قبل از میلیون ها سال در دنیا بوجود آمدند الان نیستند یعنی در ظرف این زمان نیستند، نه در موطن خود؛ همگی و همگی در زمان های خود موجودند. آب را در کاسه آورده اید، این آب در سماور نیست، در لیوان نیست، اما نمی توانید به طور مطلق بگوئید آب در سماور و در لیوان نیست. آب در کاسه به قید اینکه در کاسه است در جای دیگر نیست. آن موجودات به قید اینکه در این زمان هستند، در آن زمان نیستند، و موجوداتی که در آن زمان هستند به قید اینکه در آن زمانند در این زمان نیستند؛ اما موجودات آن زمان آیا در آن زمان نیستند؟ اینکه محال است نباشند؛ هر موجودی در هر زمان موجود بشود بدون شک در خصوص آن زمان موجود است.
آدم ابوالبشر (ع) الان موجود نیست، ولی در آن زمانی که خداوند به او لباس حیات داد موجود است؛ آدم أبوالبشر زنده است، نه در این زمان بلکه در آن زمان؛ ادراک ما نمی رسد که آن زمان را ببینیم؛ و اگر فرض کنیم ادراک ما برسد و آن زمان را ببینیم، آن وقت آدم را می بینیم، حواء را می بینیم، حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) را در زمان خودشان می بینیم، و یک یک پدران را تماشا می کنیم تا زمان حضرت رسول الله خاتم النبیین و أمیرالمؤمنین (ع). می بینیم که سلسله پدران ما همه متحرک و همه متحسس و همه شاهدند، چون ما آنها را با تمام کارهایشان در طول حیات می بینیم، نه یک لحظه از آنها عبور کنیم. ما حضرت موسی کلیم الله را در کوه طور و در آن چهل شب که به مناجات و میعاد خدا رفت و حضرت عیسی بن مریم را با آن معجزات، همه را در طول زندگی خودشان می بینیم. حالا چرا نمی بینیم؟ چون جز جلوی خود را ادراک نمی کنیم، فقط لحظات موجوده فعلا را ادراک می نمائیم؛ الان چند لحظه قبل را نمی بینیم، فقط صورتی از آن در ذهن شماست؛ ولی اصل آن لحظات در ذهن کلی این جهان هستی ثابت است.

بالا آمدن از رتبه زمانی شرط آگاه شدن از گذشته و آینده
اگر فرضا از چرخ زمان بالاتر بیائید همه را می بینید؛ معجزات حضرت موسی و ید بیضای آن حضرت را و عصا و اژدها را و معجزات رسول الله را و تمام کارهای اولین و آخرین از جن و انس را و یک یک از جمادات، هر چه در روی زمین و در زیر زمین است و هر چه در آسمان است، از حیوانات و از فرشتگان و طائفه جن؛ تمام در جاهای خود معین و بدون یک ذره کم و زیاد یا پیش و پس موجود و ثابت می باشند.
مرحوم والد ما رحمت الله علیه در این مسجد اقامه جماعت داشتند و مدت سی سال است که از دنیا رفته اند؛ فرض کنید که در سی و پنج سال قبل، ایشان نماز مغرب و عشاء را به جای آورده و در مثل چنین ماه رمضانی رو به مردم نموده و مشغول تفسیر سوره أعلی شده اند، و در آن وقت حنک عمامه ایشان سرازیر بود، و مقداری از کنار حنک هم گرد گرفته بود. الان اگر با چشم بصیرت، نه با چشم بصر، یعنی با چشم مافوق زمان، اگر آن مجلس را ببینید! خواهید دید که ایشان رو به مردم نشسته و مشغول تفسیر سوره أعلی هستند و حنک عمامه هم سرازیر است و قدری گوشه آن را گرد گرفته است و تمام خصوصیات حتی تغییر چهره و لبخند و حرکت دست ها همه و همه مشهود است. تمام اولین و آخرین اگر مجتمع گردند و بخواهند در جهان هستی، آن گرد عمامه را معدوم سازند نمی توانند؛ اگر بخواهند در شمارش نفس های ایشان کم یا زیاد کنند نمی توانند؛ اگر بخواهند یک قطره از عرق پیشانی را معدوم کنند نمی توانند.

منـابـع

مرتضی مطهری- معادشناسی 6- صفحه 107-102

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد