شهادت مکان ها بر اعمال انسان در قیامت

فارسی 3320 نمایش |

خداوند متعال در خصوص حوادث روز قیامت می فرماید: «یَؤْمَئِذٍ یَصْدُرُ الناسُ أَشْتَاتًا لیَرُوْاْ أَعْمَـ'لَهُمْ؛ مردم از زمین جرگه جرگه بیرون می آیند تا اعمالشان بدان ها نشان داده شود» (زلزال/ 6) معلوم میشود که حدیث کردن زمین به نشان دادن آنست؛ یعنی این زمین که بیان می کند و حکایت می نماید از آنچه خداوند به او وحی کرده است، به اینست که زمین نشان دهد و ارائه نماید به طوری که صاحبان آن آن را مشاهده کنند. پس حدیث کردن و سخن گفتن زمین نشان دادن آنست. به انسان می گویند: بیا اعمالت را بنگر! مردم اگر عمل خوب به جای آورده باشند آن را می بینند و اگر عمل بد انجام داده باشند آن را می بینند. پس آنچه از اعمالی که از انسان سر میزند در عالم کون و هستی ثابت است و از بین نمی رود، و هر چه لباس وجود بپوشد طَیَران عدم بر او محال است. غایت الامر از جلوی دیدگان انسان مختفی می گردد و سپس اطاق بایگانی زمین را باز می کنند و واردات را تبدیل به صادرات می کنند، که پرونده هر کس را به دست خود او می دهند و می گویند: بیا تماشا کن! مِنْ کُل خَیْرٍ وَ شَر.
و از این آیات قرآن به خوبی استفاده میشود که تمام بقاع زمین شهادت می دهند بر هر عملی که در آنجا انجام گرفته و هر حادثه ای که در آنجا واقع شده است. هر نقطه از زمین که با انسان نسبتی داشته است گواه کردار انسان است؛ مثلاً کوه هیمالیا شهادت از عمل ما نمی دهد، شهادت از عمل ما همان بقاع و اماکنی می دهند که با ما نسبت و رابطه ای دارند و به عنوان (أیْن) ظرف مکان ما واقع شده؛ کما اینکه ازمنه پیشین مانند ایام حضرت موسی (ع) و عیسی (ع) شهادت بر اعمال ما نمی دهند، همین زمانی که ما در آن هستیم و ظرف برای وجود شخص ماست گواهی بر اعمال ما می دهند. بنابراین تمام افرادی که در روی زمین قسمت شدند، هر زمینی و هر زمانی حکایت میکند از آن نسب و روابطی که در خود گرفته و آنها را تحمل نموده است.
اما به عنوان جزئی: روایاتی که در این باره داریم که هر جا نماز بخوانید آن مکان گواهی می دهد؛ زیارت می کنید، شهادت می دهد؛ حج می نمائید، شهادت می دهد! زمین عرفات و مشعر و منا در روز قیامت از وقوف شما و بیتوته شما و قربانی و رَمِی شما شهادت می دهند! کوه صفا و مروه شهادت می دهند! مَسعَی یعنی مکانی که در آن سعی میکند بین صفا و مروه، مطاف یعنی جائی که گرداگرد کعبه طواف می کنید، همه دارای روحند و دارای نورند و دارای حیات و شعورند و همه گواهان و شاهدانند؛ این روایات به اندازه ای بسیار است که قابل احصاء نیست لیکن در باب واحدی جمع آوری نشده است بلکه در میان ابواب فِقه و زیارات و ادعیه و قرآن پخش شده است. مثلاً در کتاب صلوه اخباری راجع به بِقاعی است که شهادت می دهند بر نمازهایی را که انسان انجام داده است، صَلَوات مستحبه، نماز غفیله، نماز لیلة الرغائب و سایر نمازها، در روزه همین طور، در حج همینطور، در جهاد همینطور، در مُرابطه همین طور، در امر به معروف و نهی از منکر همینطور؛ روایات وارده بقدری زیاد است که انسان قدرت بر شمارش آن را ندارند.

منـابـع

سید محمد حسین حسینی تهرانی- معادشناسی جلد 7- صفحه 270-272

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد