تفاوت سرنوشت کافران در جهنم

فارسی 2919 نمایش |

می دانیم که بسیاری از عذابها به نص خود آیه قرآن پایان پذیرفتنی است، یعنی همه اهل جهنم این طور نیستند که برای ابد (در آنجا) باقی بمانند. در سوره «عم» می خوانیم که «لابثین فیها احقابا؛ روزگارى دراز در آن درنگ کنند.» (نبأ /23) احقابی اصطلاحی است که قرآن آورده مختلف است: کمتر، زیادتر. آنهایی که آن اصل جوهر انسانی شان فاسد نشده و آن اصل حقیقت و تسلیم در مقابل حقشان از بین نرفته و تبدیل به دشمنی با حق و حقیقت نشده، مثلا گناهانی از قبیل گناهان کبیره برایشان پیدا نشده، عذاب را می کشند (ولی) این عذابها برای آنها خاصیت تصفیه دارد، تدریجا تصفیه می شوند، وقتی که تصفیه شدند نجات پیدا می کنند. حال افرادی که به این صورت در می آیند که خالد هستند، چقدرند، آیا خیلی کم هستند یا زیادند و یا خیلی اقل قلیل هستند، آن مطلب دیگری است که شاید هم همین طور باشد که افرادی که به این شکل در می آیند که خالد هستند و دیگر بیرون آمدن برای آنها نیست عده شان خیلی زیاد نباشد، ولی البته افرادی وجود دارند.
طبق یک اصل و قاعده کلی، هر کس توجهش به دنیا کمتر باشد، و از آن بیشتر اعراض بنماید، و به اعمال خیر بیشتر مشغول شود، طبعا از آتش دورتر است، گرچه مشرک باشد؛ زیرا که نفس عمل خیر فی حد نفسه موجب تخفیف عذاب است. در آخرت کافرانی که عمل خیر دارند، عذابشان سبک تر است. راوندی در نوادر خود، با اسنادش، از حضرت موسی بن جعفر از پدرانش علیهم السلام آورده است که: «قال رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم: إن أهون أهل النار عذابا ابن جذعان. فقیل: یا رسول الله! و ما بال ابن جذعان أهون أهل النار عذابا؟ قال: إنه کان یطعم الطعام؛ رسول خدا (ص) فرمودند: از اهل آتش، آن که عذابش از همه آسانتر است ابن جذعان است. گفته شد: ای رسول خدا! ابن جذعان چه کرده است که عذابش از همه آسان تر است؟ حضرت فرمود: چون عادت او این بود که مردم را غذا می داد و إطعام می نمود.» (بحارالانوار- طبع حروفی- جلد 8-صفحه 316)
کلینی از محمدبن یحیی از احمدبن محمدبن عیسی از محمدبن سنان از عبدالله بن مسکان از عبیدالله بن ولید وصافی، از حضرت باقر (ع) روایت کرده است که: یک مرد مؤمنی در تحت قدرت و سلطنت حاکم جبار و مملکت جائری بود که به حقوق او تعدی می شد، و مورد اهانت قرار می گرفت؛ به همین جهت از آنجا به دارالشرک فرار کرد و در منزل یکی از مشرکان وارد شد. آن مرد مشرک، او را تحت حمایت خود قرار داد، و با او مهربانی نمود و میهمان نوازی کرد. چون وقت مرگ آن مرد مشرک فرا رسید، خداوند عزوجل به او وحی فرستاد: به عزت و جلال خودم سوگند که اگر در بهشت من جایی برای تو بود، تو را در آنجا سکنی می دادم، ولیکن بهشت من بر هرکسی که در حال شرک بمیرد حرام است! ولیکن خطاب به آتش نمود که ای آتش! او را حرکت مده، و آزار مرسان و ناراحت مکن! و صبح و شب، رزق و روزی او را برایش می آوردند. راوی حدیث (عبیدالله وصافی) گوید من پرسیدم آیا رزق و روزی او را از بهشت می آوردند؟ حضرت فرمود: از آنجایی که خداوند خواسته است. (همان مصدر- ص 314 و 315)
راه بهشت، صراط مستقیم نفس است به سوی مقام فعلیت و کمال عرفان الهی، و راه جهنم اعوجاج و انحراف از این راه است به هر شکل و به هر گونه که باشد و بنابراین، مردم یا باید در تشخیص این راه خود به درجه عقل و ادراک و تفقه در دین برسند و یا باید به متابعت از ولی کامل و فقیه نبیه از خود برون آمده و به حرم خدا واردشده، این راه را بپیمایند. راه سوم دیگر نیست؛ راه سوم دوزخ است و کج روی و انحراف و بطلان و هلاکت.
«و قالوا لو کنا نسمع أو نعقل ما کنا فی أصحـاب السعیر* فاعترفوا بذنبهم فسحقا لاصحـاب السعیر؛ (و دوزخیان در روز بازپسین اعتراف نموده) و می گویند: اگر ما در دنیا یا گوش به سخنان می دادیم و یا خودمان دارای عقل و اندیشه مستقل بودیم، البته از اهل سعیر دوزخ نبودیم! پس ایشان به گناه خود معترف شدند (که یا باید خودشان مستقلا راه را بیابند و به دنبال خدا بروند و رفع حجاب های ظلمانی و نورانی کنند، و یا باید تحت پیروی و اطاعت درآمده و از تقلید صرف دست برندارند) و بنابراین هلاکت و نابودی و محو و سقوط باد بر اهل سعیر دوزخ.» (ملک/ 10-11)
حجاب از خدا و در نسیان و غفلت به سر بردن از یاد خدا، دارای صور و اشکالی است؛ درجه شدید دارد و درجه ضعیف، و ما بینهما متوسطات و هر درجه خاص از این حجاب و محرومیت از لقای خدا نیز دارای مظاهر و مجالی متفاوت است.

منـابـع

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 5- صفحه 55

محمدحسین حسینی طهرانی- معادشناسي -جلد دهم قسمت دهم

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد