ویژگی های عالم برزخ در روایات اسلامی

فارسی 1920 نمایش |

قرآن مجید توضیحات زیادی درباره ویژگیهای عالم برزخ بیان نکرده تنها می گوید: برزخی هست و گروهی در آن در رحمت الهی غرقند، و گروهی در عذابند، ولی جزئیات آن چگونه است مشخص نشده، شاید به این دلیل که سیره قرآن بیان اصول کلی است و جزئیات را به سنت واگذار می کند. آنچه از سنت در این زمینه استفاده می شود امور زیر است:

الف سوال قبر
از روایات بسیاری استفاده می شود که هنگامی که انسانی را در قبر گذاشتند دو فرشته از فرشته های الهی به سراغ او می آیند و از اصول و عقاید او، توحید و نبوت و ولایت و حتی طبق بعضی از روایات از چگونگی مصرف کردن عمر در طرق مختلف، و طریق کسب اموال و مصرف آنها، از او سئوال می کنند، چنانچه از مومنان راستین باشد به خوبی از عهده جواب برمی آید و مشمول رحمت و عنایات حق می شود، و اگر نباشد در پاسخ این سئوالات در می ماند و مشمول عذاب دردناک برزخی می شود. از این دو فرشته در بعضی از روایات  به عنوان «ناکر» و «نکیر» و در بعضی «منکر» و «نکیر» یاد شده است.

در حدیثی از امام علی بن الحسین (ع) می خوانیم: «در هر جمعه در مسجد، پیامبر اکرم(ص) مردم را با این سخنان موعظه می کرد و انذر می داد به گونه ای که مردم محتوای آن را حفظ کردند و نوشتند، می فرمود: "ایها الناس اتقوا الله واعملوا انکم  الیه ترجعون......" «مردم! تقوای الهی را پیشه کنید و بدانید به سوی او باز می گردید.... سپس در بخش دیگری از کلمات شریف و تکان دهنده اش به ورود دو فرشته منکر و نکیر برای سوال قبر اشاره کرده، می فرماید: "الا وان اول ما یسئلانک، عن  ربک الذی کنت تعبده، و عن نبیک الذی ارسل إلیک، و عن دینک الذی کنت تدین به، وعن کتابک الذی کنت تتلوه ، و عن إمامک الذی کنت تتولاه، ثم عن  عمرک فیما افنیته و مالک من این إکتسبته و فیما اتلفته فخذ حذرک، و انذر لنفسک،  واعد للجواب قبل الامتحان والمسأله والاختیار،فإن تک مومنا تقیا عارفا بدینک متبعا للصادقین موالیا لاولیاء الله لقاک الله حجتک، و انطق لسانک بالصواب، فأحسنت الجواب فبشرت بالجنه والرضوان من الله والخیرات الحسان، واستقبلتک الملائکه بالروح والریحان، وإن لم تکن کذلک تلجلج لسانک و دحضت حجتک و عمیت عن الجواب ، وبشرت بالنار و استقبلتک ملائکه العذاب!...." «بدان نخستین چیزی که آن دو فرشته از تو سئوال می کنند: پروردگارت را که می پرستیدی، و از پیامبر که به سوی تو فرستاده شده، و از دینی که به آن پایبند بودی، و از کتابی که آن را می خواندی، و از امامی که ولایتش را پذیرفته بودی، سپس از عمرت سئوال می کنند که در کدام راه برباد دادی، و از اموالت که از کجا آوردی و در کجا مصرف کردی؟ جانب احتیاط را نگه دار و درباره خود بیندیش! و قبل از آزمایش و سئوال و امتحان، پاسخ را آماده کن، که اگر با ایمان و متقی و آگاه به دین و پیرو صادقین و مولی اولیاء الله باشی، خداوند پاسخ لازم را به تو تلقین می کند، و زبانت را به حق می گشاید، و جواب خواهی داد، و در این هنگام از سوی خدا بشارت جنت و رضوان و خیرات فراوان به تو داده می شود، و فرشتگان الهی با روح و ریحان از تو استقبال می کنند، و اگر چنین نباشد زبانت به لکنت می افتد و دلیلت باطل می شود و از دادن پاسخ فرو می مانی و نابینا می شوی، و بشارت به آتش داده می شوی، و فرشتگان عذاب به استقبال تو می آیند.»!

در اینجا سوالی مطرح است و آن اینکه سوال از روح در قالب مثالی و برزخی می شود، یا از همین جسم مادی عنصری؟ به این ترتیب که روح موقتا (البته نه به طور کامل بلکه به همین مقدار که قادر به پاسخ سوال باشد) به او باز می گردد و مورد سوال قرار می گیرد. آنچه از بعضی از روایات استفاده می شود این است که روح نوعی تعلق و ارتباط با همین جسم مادی عنصری پیدا می کند به مقداری که سئوالات را درک کند و بتواند آن را پاسخ گوید. درحالی که  مرحوم علامه مجلسی در تحقیقی که پیرامون احادیث این باب داد در یکی از عباراتش می گوید: "فالمراد بالقبر فی اکثر الاخبار مایکون الروح فیه فی عالم البرزخ" «مراد به قبر در اکثر اخبار، چیزی است که روح در آن در عالم برزخ قرار دارد».

این نکته نیز قابل ذکر است که از قرائن موجود در روایات برمی آید که سوال و جواب قبر یک سوال و جواب ساده معمولی نیست که انسان هرچه مایل باشد در پاسخ آن بگوید، بلکه سوالی است که پاسخ آن از درون جان انسان، از باطن عقائد هرکس می جوشد، و تلقین اموات کمکی به جوشش آن است نه اینکه بتواند مستقلا اثر بگذارد، گوئی جوابی است از عمق تکوین و حقیقت باطن.

ب- فشار قبر
این مسأله نیز در احادیث فراوانی آمده است، حتی  استفاده می شود که فشار قبر برای همه بدون استثناء وجود دارد، منتهی در بعضی شدید است و کیفر اعمال محسوب می شود، و در بعضی ملایمتر و به منزله کفاره گناهان و جبران کوتاهیها است.

در حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) می خوانیم: هنگام دفن صحابی معروف «سعدبن معاذ» فرمود: "انه لیس من مومن الا وله  ضمه!" «هیچ مومنی نیست مگر اینکه فشاری در قبر دارد».

در حدیث دیگری از امام صادق (ع) از رسول الله (ص) آمده است: "ضغطه القبر للمومن  کفاره لما کان منه من تضییع النعم" «فشار قبر برای مومن کفاره ضایع کردن نعمتها از ناحیه او است»! ولی از حدیث دیگری استفاده می شود که بعضی از مومنان مطلق فشار قبر ندارند، و حتی فشار قبر سعدبن معاذ به خاطر کج خلقی او با خانواده اش بود (انه کان فی خلقه مع اهله سوء) لذا در اخباری آمده است کسانی که بعضی از اعمال خیر (مانند انجام چند حج یا مداومت بر بعضی از سور قرآن یا بعضی از اذکار) داشته باشند از فشار قبر در امانند. به هرحال به نظر می رسد که فشار قبر اولین نقطه کیفرهای عالم برزخ است.

آیا فشار بر این جسم مادی عنصری وارد می شود و از آنجا به روح منتقل می گردد (به خاطر رابطه ای که به هرحال میان این جسم و روح وجود دارد) یا بر همان بدن مثالی وارد می شود؟ باز همان دو نظر سابق در اینجا جاری است، و از آنجا که ورود در این جزئیات مشکل مهمی را حل نمی کند، به اختصار از آن می گذریم. همین اندازه می گوئیم اصل وجود فشار قبر طبق روایات زیادی مسلم است حتی در روایتی آمده است که سئوال کردند اگر کسی چندین روز به دار آویخته شده باشد، فشار قبر درباره او چگونه است؟ امام (ع) فرمود: «به هوائی که بر او احاطه دارد دستور داده می شود که از هر طرف بر او فشار وارد کند»!

ج- از چه اموری سئوال می شود؟
از اخبار متعددی که در زمینه سوال قبر وارد شده استفاده می شود که در قبر از دو گروه سوال می شود: گروهی که ایمانی خالص دارند، و گروهی که صاحب کفر خالصند، و اما افراد مستضعفی که در میان این دو قرار گرفته اند، سوالشان به روز قیامت موکول می شود.

در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم که فرمود: "لا یسال فی القبر الا من محض الایمان محضا او محض الکفر محضا  والاخرون  یلهون عنهم" «در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند، و متعرض سایر اشخاص نمی شوند». همین معنی در حدیث دیگری از امام باقر(ع) نقل شده که یکی از اصحاب از آن حضرت  می پرسد: "من المسئولون فی قبورهم؟" «چه کسانی در قبر از آنها سوال می شود»؟ امام در پاسخ می فرماید: "من محض الایمان و من محض الکفر" «کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص  دارند». راوی سوال می کند بقیه مردم چه می شوند؟ فرمود: (در آنجا) «متعرض آنها نمی شوند» راوی می پرسد: از چه سوال می شوند؟ امام می فرماید: "عن الحجه القائمه بین اظهرکم" «از آن حجتی که در میان شما قائم است».

بعضی چنین می پندارند که تنها سوال از عقائد می شود نه از اعمال، و جمله "من محض الکفر و من محض الایمان" را به صورت «جارو مجرور» می خوانند، نه «موصول وصله» و در این صورت مفهومش این می شود: «تنها از ایمان خالص و کفر خالص سوال می شود». ولی باتوجه به اینکه دو روایت بالا با صراحت سخن از اشخاص است، نه اعمال، روشن می شود که تفسیر دوم مناسب نیست، به علاوه در روایتی که قبلا از امام علی بن الحسین (ع) خواندیم، آمده بود که حتی از ساعات عمر و اموالی که انسان به دست آورده است در آن موقع سئوال می شود.

د- رابطه روح با این جهان
در اینجا نیز روایات متعددی وجود دارد که نشان می دهد روح به هنگام انتقال به عالم برزخ به کلی از دنیا بریده نمی شود، بلکه گهگاه با آن ارتباط بر قرار می کند. در جلد سوم کافی یک باب تحت عنوان "ان المیت یروز اهله" «مردگان به دیدار خانواده خود می آیند» ذکر کرده، و پنج روایت در آنجا آورده است که نشان می دهد، افراد با ایمان و حتی افراد بی ایمان گهگاه به دیدار خانواده خود می آیند. مومنان تنها خوبیها و خوشیهای خانواده خود را می بینند و خوشحال  می شوند، و کافران تنها بدیها و ناخشنودیها را (و غمگین می شوند) "عن الصادق علیه السلام: ان المومن لیروز اهله فیزی ما یحب ویتر عنه مایکره ، وان الکافر لیزوز اهله فیری مایکره  ویستره عنه ما یحب".

دانشمندانی که از طرق علمی و تجربی با ارواح ارتباط می گیرند، آنها نیز با صراحت می گویند: ارواح انسانها بعد از مرگ به کلی از این عالم بیگانه نمی شوند، بلکه از وضع این جهان کم و بیش آگاهند، و هم ارتباط با آنها امکان پذیر است (در اینجا مشاهدات و نقلهای فراوانی است که ذکر آنها ما را از مقصدمان دور می سازد).

هه- بهره گیری ارواح از اعمال نیک دیگران
این نکته نیز قابل توجه است که روایات زیادی که در منابع مختلف اسلامی آمده است نشان می دهد که اعمال خیری که برای گذشتگان انجام داده می شود به صورت هدایائی به آنها  می رسد، این مطلب از یک سو دلالت بر وجود عالم برزخ دارد، از سوی دیگر دلیل بر ارتباط آنها با این جهان است.

در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(ع) می خوانیم: "ما من عبد زار قبر مومن فقرء علیه انا انزلناه فی لیله القدر سبع مرات الا غفرالله  له ولصاحب القبر" « هیچ مومنی نیست که زیارت قبر مومنی کند و هفت مرتبه انا انزلناه را بر او بخواند مگر اینکه خدا او و صاحب قبر را می آمرزد»، بلکه از پاره ای از روایات استفاده می شود که «حضرت مسیح (ع) از کنار قبری گذشت و صاحب آن را در عذاب الهی دید، سال دیگر که از آنجا می گذشت آرامشی بر او مشاهده کرد، هنگامی که از پیشگاه خداوند سئوال کرد خطاب آمد که این به خاطر کار خیری است که فرزند صالح او انجام داد، جاده ای را اصلاح و یتیمی را پناه داد». حتی از روایات متعددی استفاده می شود که اگر انسان سنت حسنه ای در میان مردم بگذارد، یا سنت سیئه ای، آثارش به او می رسد و همچنین صدقات جاریه (کارهای نیک که اثر مستمر دارد) برکاتش به او واصل می گردد.

در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم که فرمود: "ست خصال ینتفع بها لمومن من بعد موته: ولد صالح یستغفرله ومصحف یقرء فیه ، وقلیب یحقره، وغرس  یغرسه ، وصدقهماء یجریه، و سئه حسنه  یواخذ بها بعده" «شش چیز است که مومن بعد از مرگش از آن بهره می گیرد، فرزنده شایسته ای که استغفار برای او کند، و قرآنی که مردم در آن بخوانند، و چاه آبی که حفر کرده است، و درختی که نشانده، و آب جاری که در اختیار مردم بگذارد، و سنت نیکی که بعد از وی به آن عمل کند.»

منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- پیام قرآن (معاد در قرآن مجید)- جلد 5- از صفحه 466 تا 473

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد