مکر و نیرنگ یکی از گناهان کبیره

فارسی 1816 نمایش |

از کبائری که وعده آتش بر آن داده شده، مکر و غدر، یعنی پیمان شکنی و خدعه یعنی فریب دادن است چنانچه در روایات مستفیضه، بر هر سه وعده آتش داده  شده است.  از آن جمله در کتاب ایمان و کفر اصول کافی باب مکر و غدر و خدیعه شش حدیث در این باره نقل نموده است که برای نمونه، دو تای آن یادآوری می شود:

حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «اگر نبود که مکر و فریب کاری در آتش است، من از همه مردم مکارتر بودم.» و نیز می فرماید: «به درستی که دغل گری و هرزگی و خیانت در آتش  است».
در وسائل است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «مسلمان نباید مکر و خدعه کند، زیرا از جبرئیل شنیدم که مکر و خدعه در آتش است» پس فرمود: «کسی که مسلمانی را فریب دهد یا به او خیانت کند، از ما نیست» و قریب به این مضمون چند حدیث  دیگر نقل کرده است.
و همچنین در مستدرک روایاتی به این مضمون نقل نموده از آن جمله: مردم به حضرت امیرالمومنین علیه السلام گفتند کسی که مخالف شما است ( معاویه علیه الهاویه) او را بر حکومتی که دارد( شام) بر قرار دار و او را عزل مفرما، تا وقتی که حکومت و خلافت تو مستقر شود، آن گاه عزلش کن. حضرت فرمود: مکر و فریب کاری و پیمان شکنی همه در آتش است.

معنی مکر و غدر و خدعه:
غدر به معنی پیمان شکنی، اما مکر و خدعه، هر دو به معنی قصد سوء و آهنگ بدی کردن به دیگری است از راهی که نمی داند، مثل اینکه در ظاهر به او احسان، و در باطن با او بدی کند، یا در ظاهر با او محبت و موافقت، و در باطن دشمنی و مخالفت نماید، یا اینکه در ظاهر بفهماند که با او کاری ندارد، و در باطن در کمین باشد تا به او تعرض نموده و آزار برساند. و خلاصه مکر و خدعه، دو روئی و دو زبانی و خوش ظاهر و بد باطن بودن است و بر دو قسم است: مکر و خدعه با خدا و پیغمبر و امام و دیگر مکر و خدعه با مردم.

نیرنگ با خدا:
بدترین مراتب نیرنگ با خدا، خدعه منافقین است یعنی کسانی که کفر خود را پنهان می دارند و در ظاهر اظهار اسلام و ایمان می نمایند، چنانچه در سوره بقره می فرماید: «با خدا و اهل ایمان نیرنگ می زنند در حالی که نیرنگ نمی زنند مگر  به خودشان، در حالی که نمی فهمند.» ( سوره بقره/ آیه 9)  و اگر گفته شود که خدعه در موردی است که نیرنگ زده شده بی خبر باشد و خدعه را نفهمد، بنابراین خدعه با خدا چگونه است؟ جواب آن است که ایشان چون با پیغمبر و مومنین، خدعه می کردند، در حکم نیرنگ با خدا است. یا اینکه منافقین با خداوند معامله خدعه و نیرنگی و فریب کاری می کردند چون کفر خود را پنهان و اظهار ایمان می کردند معنی اینکه به خودشان نیرنگ می زنند این است که از خدعه ایشان به پیغمبر و مومنین ضرری نمی رسد، بلکه ضررش به خودشان می خورد چون خود را از هر خیر و سعادتی محروم می کردند و خود را در دنیا به بلای رسوائی و در آخرت به عذاب های الهی گرفتار می کردند. از جمله موارد نیرنگ با خدا، ریای در عبادت است.
از جمله مراتب خدعه با خدا، ادعا کردن بعضی از مقامات عالیه دینی است، در حالی که حقیقتا فاقد آن است؛ مانند مقام صبر و شکر و توکل و محبت و رضا و تسلیم و اخلاص. مثلا ادعا می کند که معبودش تنها خدا  است و لاغیر و می گوید: ایاک نعبد در حالی که شیطان را می پرستد، یا می گوید الله اکبر، خدا نزد من از هر چیز بزرگتر و برتر است، در  حالی که مال و جاه و شوون دنیوی در قلبش ریشه دوانیده بیشتر مورد اهمیت و اعتنا است چنانچه اگر به او بگویند فلان گناه را برای خدا ترک کن، حاضر نیست. ولی اگر بداند ضرر مالی یا آبروئی یا سایر شوون دنیوی برایش دارد ترک می کند.
حضرت صادق علیه السلام می فرماید: «وقتی که تکبیر نماز می گوئی، باید تمام موجودات را نزد عظمت خدای تعالی کوچک بدانی. زیرا هر گاه بنده ای تکبیر بگوید و خدا بداند که در قلبش چیزی بر خلاف تکبیر او است،  یعنی غیرخدا را بزرگتر می داند، به او می فرماید: ای دروغگو  آیا با من خدعه می کنی؟ به عزت و جلالم سوگند البته تو را از شیرینی ذکرم و از رسیدن به جوارم و از لذت مناجاتم محروم می سازم.»

خدعه با بزرگان دین:
نیرنگ با بزرگان دین؛ مثل اینکه با ایشان می گوید: موال لکم ولا ولیائکم یعنی شما و دوستان شما را دوست می دارم. در حالی که به دوستان علاقه ای ندارد، و ملاحظه نسبتشان را با اهل بیت علیهم السلام نمی فرماید. یا می گو ید: التارک للخلاف علیکم آنچه که مخالفت شما در آن است، آن را رها کننده ام در حالی که هزاران مرتبه مخالفت شان را کرده و می کند و نظیر این ها.

نیرنگ با بندگان خدا: 
انواع حیله گری و کلاه برداری و حقه بازی و فریب کاری هائی که در بین بی خبران از آخرت متدوال است، از این دسته است و تمام  حرام و گناه کبیره است و هر چه مفسده اش بیشتر باشد، حرمت و عقوبتش نیز شدیدتر است. در سوره فاطر/ آیه43 می فرماید: «در نمی گیرد مکر بد مگر به اهلش» یعنی نیرنگ هر نیرنگ بازی به خودش برمی گردد، و هر چه درباره کسی اندیشیده باشد درباره خودش مشاهده می نماید زیرا هر مکری سبب ذلت و تنزل مکر کننده و عزت و ارتفاع درجه طرف مکر شده خواهد بود. یا در آخرت، مکر کننده به سبب کردار زشتش، در درکات جهنم پائین می رود و مکر شده به سبب ستمی که به او شده در درجات بهشت مقامش می دهند. یا در دنیا و آخرت هر دو. چنانچه غالبا در دنیا مکر کننده رسوا می شود و ضرر مکرش به خودش می رسد.

دوروئی و دوزبانی هم نیرنگ است:
از حضرت باقر علیه السلام است: «چه بد بنده ای است که که دارای دو رو و دو زبان است. در حضور برادرش او را تمجید و ستایش کند و پشت سرش او را بدبگوید و گوشتش را بخورد(غیبتش را کند)، اگر نعمتی به او رسد، حسدش برد و اگر گرفتار شود، او را واگذارد و یاریش نکند.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «هرکس دو رو باشد، در قیامت می آید در حالی که دو زبان دارد: یکی از عقب و دیگری از جلو و هر دو آویزان، و شعله آتش از آنها بیرون می آید، به طوری که تمام بدنش را آتش می گیرد. پس گفته می شود این است آنکه در دنیا دو رو و دو زبان بوده و به این کیفیت عذاب شناخته می شود.» و همچنین فرمود: «هرکس در دنیا، دو رو و دو زبان باشد، در قیامت دو رو دو زبان از آتش دارد.»

دو روئی و دو زبانی چیست؟
1- آدم دو زبان، یعنی کسی که اظهارات ضد و نقیض دارد و برحسب هر حالی برای جلب نفع دنیوی و بدون ضرورت، سخن های مختلف می گوید مثلا به چیزی اقرار می کند و بعد آن را انکار می نماید، و یا به چیزی گواهی می دهد و بعد خلافش را اظهار می دارد، یا در حضور کسی از او تمجید و ستایش و پشت سرش از او بدگوئی می نماید.
 2- آدم دو رو و دو زبان، یعنی کسی که میان دو دشمن رفت و آمد کند، و با هر کدام به زبان موافق او سخن گوید و این عین نفاق است.
3- دو نفری که با هم دشمنی دارند و پشت سر یکدیگر سخنان ناهنجاری می گویند، کسی که سخن هریک را برای دیگری نقل کند دو زبانی است و این از نمیمه بدتر است چون نمیمه تنها نقل کلام شخصی است به کسی که درباره او سخن گفته و اگر کلام آن دیگر را هم برای طرف نقل کند دو زبانی می شود.
4- هنگام برخورد با هریک از دو نفری که با یکدیگر دشمنند تمجید کند و او را نسبت به دیگری تحسین نماید، این هم دو زبای است.
5- به هریک از آن دو نفر، وعده مساعدت و یاری کردن نسبت به دیگری بدهد، خلاصه در تمام موارد، شخص را دو زبان و دو رو می گویند. ناگفته نماند که رفاقت و اظهار دوستی با هر یک از دو نفری که با هم دشمنند بدون نقل گلام برای دیگری و تحسین و وعده یاری، ضرری ندارد و دو زبانی نیست.

غش هم نیرنگ با مردم است:
از اقسام خدعه با مردم، غش در معامله است، و آن مخلوط کردن جنسی است که می فروشند یا چیز دیگر به طوری که آشکار نباشد مانند مخلوط کردن شیر با آب یا خوب و بد یک جنس را یکی کردن و به عنوان خوب فروختن.
حضرت باقر علیه السلام می فرماید: «رسول خدا صلی الله علیه و آله در بازار مدینه به طعامی ( گندم یا جو) گذشت. به صاحبش فرمود: خوب طعامی است، قیمتش چیست؟ پس ملهم شد که دست در وسطش کند و مشتی بیرون آورد، معلوم شد وسطش خراب است و ظاهرش خوب، رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: جمع کردی بین خیانت کردن و غش نمودن با مسلمانان» و نیز فرمود: «کسی که با مسلمانی در خریدن یا فروختن غش کند، پس از مسلمانان نیست، و در قیامت با یهود محشور می شود زیرا  یهود بیش از همه با مسلمانان غش می کند.» و همچنین فرمود: « کسی که بخوابد، در حالی که در دلش غش کردن با برادر مسلمانش باشد، در سخط خدا خوابیده، و صبح می کند در غضب خدا. و همین طور که سخط خدا است تا وقتی که توبه کند و دست از غش کردن بردارد، و اگر در این حال بمیرد، بر دین اسلام نمرده است.»  پس سه مرتبه فرمود: «بدانید هرکه با مسلمانان غش کند از آنان نیست و هر که با برادر مسلمانش غش کند، خداوند برکت را از رزقش برمی دارد و راه معیشتش را می بندد و به خودش واگذارش می فرماید». 
حضرت صادق علیه السلام به مردی که آرد فروش بود، فرمود: «از غش کردن بپرهیز زیرا هر کس با دیگری غش کند، در مالش غش کرده خواهد شد و اگر مالی ندارد با اهلش غش کرده خواهد شد.» روایات وارده در این مقام بسیار و پاره ای از آنها در ضمن بحث کم فروشی بیان گردید.

گران فروشی نیز نیرنگ است: 
مانند غش کردن در معامله، غبن است و آن فریب دادن فروشنده است در قیمت، یعنی جنس را به زیادتر از ارزشی که دارد، به کسی که از قیمت آن بی خبر است بفروشد. حضرت صادق علیه السلام می فرماید: «فریب دادن و به زیادتر از قیمتش فروختن به کسی که بی خبر است ( و به صاحب جنس  اطمینان و وثوق دارد)، سحت است». و نیز  می فرماید: «فریب دادن مومن در معامله حرام  است.» و در روایت دیگر فرمود «کسی را که به تو وثوق دارد، فریب مده، زیرا فریب دادنش حلال نیست.»

منـابـع

شهید عبدالحسین دستغیب- گناهان کبیره(باب اول)- از صفحه 309 تا 316

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها