نمونه ای از اشعار ربیع بن مطربن ثلج تمیمی، صحابی ساختگی سیف

فارسی 1853 نمایش |

ابن عساکر در شرح حال «ربیع بن مطر» می نویسد: «ربیع بن مطر»، شاعری حماسه سرا و چیره دست بوده که صحبت رسول خدا را درک کرده است. ربیع در فتح «دمشق، و بیسان، و قادسیه» در سپاه اسلام حضور داشته و در همان زمینه ها اشعاری سروده است. ابن عساکر ادامه داده می نویسد: از سیف بن عمر روایت شده است که «ربیع بن مطر» در جنگ بیسان چنین سروده: در جنگ بیسان، به آنها که در دژها مستقر شده بودند گفتم که وعده های دروغ به کار نمی آید. ای «بیسان» اگر نیزه های ما بسوی تو به اهتزار درآید، چنان روزی به تو روی خواهد آورد که افراد از ماندن در کنار تو اکراه داشته باشند. ای بیسان آرام باش و سرسختی مکن، و صلح پایداری را که پایانش خوب است بپذیر. حالا که نمی پذیری، و به امیدهای سراب گونه ای که کم خردان تو را به آن امیدوار کرده اند دل خوش کرده ای، پس اینچنین باش، و چون به جز جنگ چیز دیگری نخواستند، بلاهای ما، در جنگی که هرگز از آن روی برنمی تابیم، پیاپی برایشان فرود آمد. روزگارشان را چنان کردیم که بدبختیش بسیار طولانی و پر از مصیبت، و سراسر تیرگی و تاریکی بود. ما، در هیچ نبردی شرکت نکردیم مگر اینکه قبیله من افتخارات آن را به خود اختصاص دادند. و چون کوتاه آمدند، و از ما عفو خواستند، به نیمروز، بزرگانشان را مورد عفو  و بخشش خود قرار دادیم.

و نیز بنا به گفته سیف، ربیع در فتح «طبریه» چنین سروده است: ما، به مرزها روی نهاده آن را می گیریم و مانند کسانی که از بین جنگ روی ترش می کنند نیستیم. آنان از ترس و وحشت، به هر سیاهی که در کنج خانه خود بیابند حمله برده شمشیر و نیزه بر آن فرود می آورند. جوانان ما گروه گروه، از فراز بلندیها بر آنان تاختند و این ترسوها از ایشان چون صاعقه زده می گریختند. پس از اینکه وحشت همه آنها را فرار گرفت، ما از نزدیک شدن آنها به دریاچه جلوگیری کردیم.

و نیز وقایع دمشق را چنین به نظم آورده است: از شهر «حمص» و آنانکه در مرغزارهای رومیان منزل گزیده اند بپرس، ضرب شصت مرا چگونه یافتی؟ ما بودیم که از مشرق شهرها را یکی یکی پشت سر گذاشتیم، و بی هیچ درنگی خود را به ایشان رساندیم. مرغزارها را از کشته های ایشان مالامال کردیم، و در آن حال، رومیان به کشته های خود پشت کردند! اسبهای عربی چنان ایشان را از میدان نبرد بدر می بردند، که بجان خودم و به هم در نمی آید. آن اسبها، در این فرار، آنان را به «حمص» که مقصد و آرامگاه ایشان بود رسانیدند.

«ربیع بن مطر» در نبرد «قادسیه» و توصیف دلاوران اسلام، و تعقیب پارسیان فراری از میدان جنگ چنین می سراید: همانند «عاصم بن عمرو» هنگامی که دشمن زمین را پر کرده بود، بر سر آنها آتش پر سر وصدا بر افروخت. و یا همانند آن مرد مهمان نواز، که در برابر حیرت همگان، کر و فر شبانه «هرمزان» را در هم شکست. ( همانند ایشان) بچشم خود دیدیم که «حنظله» بزرگوار بر نهر پارسیان حمله می برد، و از کشته پشته می ساخت. و آنگاه بود که منادی مردی چون «سعد وقاص» فریاد برآورد که، حق جنگ را فقط تمیمیان ادا کردند. در آن روز که ما اسبهای عالی جایزه گرفتیم و به گرفتن چنین جایزه ای از همه سزاوارتر بودیم.

از آنجا که در سخنان طبری و ابن عساکر در شرح بر داستانهای فتوح، نامی از این شاعر و صحابی افسانه ای سیف به چشم نمی خورد، چنین به نظر می آید که سیف «ربیع» را تنها شاعری سخنور آفریده، برایش سهمی از دلاوریها و پهلوانیها در آن کشورگشائیها قائل شده باشد!

منـابـع

علامه سیدمرتضی عسکری- یکصد و پنجاه صحابی ساختگی– از صفحه 165 تا 168

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد