اهداف شیطانی منافقان از ساختن مسجد در سوره توبه

فارسی 2006 نمایش |

ابوعامر، مردی بود که قبل از ظهور اسلام متدین به دین مسیحیت بود؛ آدمی عابد و زاهد و تارک دنیا و راهب بود و از این جهت در نزد مردم محترم بود و به مردم بشارت می داد که به همین زودی پیامبر موعود خواهد آمد و ما همراه او با مشرکان و کافران می جنگیم و پیروز می شویم. اما وقتی رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه تشریف فرما شد، این آدم دید کم کم بازارش بی رونق شده و مردم مخصوصا طبقه ی جوان دور پیامبر را گرفته اند و اطراف او خلوت شده است. خوی حسد در وجودش بروز کرد و بنای اخلالگری گذاشت و از طرق مختلف برای شکستن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می کوشید و عاقبت نتوانست تحمل کند. از مدینه به مکه رفت و ملحق به کفار و مشرکین شد و برای کوبیدن اسلام با آنها همدست شد. در جنگ احد نیز نقش موثری داشت. دستور داد در یک قسمت از میدان جنگ گودال هایی کندند و رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در یکی از آن گودال ها افتاده و دندانش شکست و صدماتی بر وجود اقدسش وارد آمد. به هرحال گذشت و مسلمین فاتح شدند و او باز به مکه رفت و در مکه بود تا فتح مکه شد. دید مکیان مسلمان شدند. او از مکه فرار کرد و به طائف رفت. طائفیان نیز مسلمان شدند. او از طائف فرار کرد و به شام رفت و از شام هم به روم شرقی رفت و با امپراتور روم ملاقات کرد و او را تحریک کرد که لشکری مجهز به مدینه گسیل دارد و آنجا را قلع وقمع کند. از همانجا نامه ای به منافقان مدینه نوشت که شما آنجا پایگاهی درست کنید و با هم مجتمع شوید و تبادل افکار کنید و منتظر باشید من به همین زودی با لشکری انبوه می آیم و بساط اسلام را برمی چینم.

طرح منافقانه ی ابوعامر راهب

به هرحال ابوعامر به منافقان مدینه نامه نوشت و به آنها تذکر داد حال که نمی گذارند شما در مدینه پایگاه بسازید، شما مسجد بسازید و همان را پایگاه تبلیغی خود قرار بدهید. آنها این نقشه را از او گرفتند و نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم  اجازه بدهید ما در فلان نقطه مسجد بسازیم، آن نقطه تا مسجد شما فاصله اش زیاد است و پیران و بیماران نمی توانند سر وقت به نماز جماعت برسند. گاهی هوا بارانی است و موفق به حضور در مسجد شما نمی شویم. اجازه بدهید مسجد بسازیم و مردم آن محل، آنجا نماز بخوانند و صف های جماعت تشکیل بدهند. این حرف البته ظاهرا حرف خوبی است، هم خدمت به اسلام و هم به مسلمین، هم اسلام ترویج می شود و هم مسلمانها با سهولت به وظیفه ی دینیشان عمل می کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می دانست که اینها هدفشان چیست اما بنا نیست که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم براساس علم غیبش عمل کند. تا به حسب ظاهر مدرکی برای کفر  و نفاق به دست نیامده است، با آنها مدارا می کند. مسجد ساختن که اشکالی ندارد. اجازه دادند و مسجد ساخته شد، بعد پیش خود گفتند: حالا بهتر است از خود پیامبر دعوت کنیم تا بیایند و در این مسجد نماز بخوانند. نماز که خواندند دیگر رسمیت پیدا می کند و کار ما محکم می شود. نزد پیامبر آمده گفتند: یا رسول صلی الله علیه وآله وسلم مسجد ساخته شد. حالا شما تشریف بیاورید و اقامه ی نماز کنید و این دعوت موقعی بود که رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم مشغول تهیه ی مقدمات برای رفتن به جنگ تبوک بودند. فرمودند: من الان در آستانه ی سفر هستم و فرصتی ندارم. بماند تا پس از بازگشت از سفر. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به غزوه ی تبوک رفتند و بازگشتند، اینها به استقبال آمدند و هنوز وارد شهر نشده از حضرت تقاضا کردند که طبق وعده برای اقامه ی نماز به مسجد تشریف بیاورید. در همین حال از جانب خدا نازل شد و رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را از اجابت دعوت آنها منع کرد.

افشای نقشه ی شوم منافقان

تا آنجا که مفسده عظیم نیست و خطری برای اساس اسلام وجود ندارد، با منافقان پرده پوشی و مدارا می شود ولی همینکه بنا شد نقشه برای هدم اساس اسلام طرح شود، دیگر جا برای پرده پوشی و مدارا نمی ماند تا مدرک ظاهری بدست آید؛ و لذا  آیه به رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد که اینها نقشه ی تخریبی دارند و در لفافه ی عنوان مسجد، بتخانه ساخته اند و می خواهند آنجا اساس کفر را تقویت کنند و لذا تو حق نداری آنجا نماز بخوانی! آنجا مسجد و خانه ی خدا نیست بلکه پایگاه کفر است و خانه ی شیطان است و نه تنها تو در آن نباید نماز بخوانی بلکه دستور بده در آن آتش بیفکنند و سقفش را که از چوب است بسوزانند و دیوارهایش را خراب کنند بعد آنجا را مزبله قرار بدهند و هرچه قاذورات و کثافات شهر است به آنجا بریزند. البته این دستور برای مقدس مآبها تحملش سنگین است؛ مگر مسجد و خانه ی خدا را می شود به آتش کشید و خرابش کرد و مزبله اش ساخت؟! آری؛ برای ظاهربینها مطلب سنگین است. اما رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به امر خدا (طبق روایات) دستور داد، همان ساعت جمعیتی رفتند و آتش درانداختند و آن را سوزاندند و خراب کردند و مزبله اش ساختند. حالا آیات 107-108سوره توبه می خوانیم: «و الذین اتخذوا مسجدا ضرارا». این واو به قول اهل ادب «واو استیناف» است یا «عطف» به جمله های قبلی که صفات منافقین را بیان می کردند و کلمه ی «منهم»؛ در تقدیر است یعنی از منافقان گروهی هستند که مسجدی اتخاذ کردند تعبیر به اتخاذ اشعار به غرض ورزی دارد؛ یعنی اگر اینها غرض و مرضی ندارند، با بودن مسجدالنبی و مسجد قبا، چه لزومی هست که مسجد دیگری بسازند؟ در قصه ی گوساله ی سامری نیز تعبیر به اتخاذ شده است: «باتخاذ کم العجل»؛ مردمی که بر اساس جهل و غرض، گوساله را اتخاذ کرده و معبود خود قرار دادند، اینها هم برای خودشان مسجدی مخصوص اتخاذ کردند.

اهداف شیطانی منافقان از ساختن مسجد

آنگاه خداوند اهداف شیطانی آنها را از ساختن آن مسجد در چهار مطلب خلاصه کرده است:

الف: ضرر رساندن

1- «ضرارا»: مقصودشان ضرر و زیان رساندن به حال اسلام و مسلمین است و به همین جهت مسجد ضرار نامیده شده است.

ب: تقویت کفر

2- «وکفرا» می خواهند اینجا را مرکزی برای تقویت کفر و ترویج آن قرار دهند.

ج: ایجاد تفرقه

3- «وتفریقا بین المومنین» می خواهند از طریق همین مسجد بین مسلمانها تفرقه ایجاد کنند. چون می بینند مردم در مسجد النبی اجتماع می کنند و ازدحام جمعیت می شود و طبیعی است هرجا که ازدحام و اجتماع بود کارساز خواهد بود. اینها می خواهند اتحاد و اجتماعی نباشد و مسلمان ها از هم پراکنده باشند. یکدیگر را نبینند و نشناسند که در این صورت دشمن به پیروزی نزدیک می شود. بنابر نقل بعضی از مفسران، فرموده اند ممکن است از این جمله ی آیه استفاده شود که تکثیر مساجد آن هم با فاصله های کم که روی اجتماع یکدیگر اثر بگذارند و صفوف جماعات را خلوت و بی رونق و بی روح بسازند، در دین مقدس مطلوب نیست زیرا وقتی یک جمعیت هزار نفری مثلا در یک مسجد جمع باشند از نظر اثرگذاری فرق می کند با این که در ده مسجد متفرق  بشوند.
د: در کمین مسلمین بودن

4- « و إرصاد لمن حارب الله و رسوله من قبل»، و هدف دیگرشان این است که این مسجد را کمینگاهی بسازند برای آن کسی که از پیش در مقام محاربه و ستیز با خدا و رسولش بوده است. (منظور ابوعامر راهب است) و رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از او تعبیر به فاسق می کرد.

«و لیحلفن إن أردنا إلا الحسنی»؛

و عجیب آن که قاطعانه قسم می خورند که ما هدفی جز خدمت به اسلام و مسلمین نداریم. خدا می فرماید: «والله یشهدا انهم لکاذبون»، «خدا شهادت می دهد که اینها دروغگویانند»، نفرمود «لیکذبون» که یعنی الان دروغ می گویند، بلکه فرمود: «لکاذبون» یعنی اینها اصلا دروغگویانند. شأنشان دروغگویی است. بنابراین. «لاتقم فیه أبدا»، «تو پیامبر هرگز در این محل نباید به نماز باستی». ابدا یعنی «نه فقط امروز»، بلکه هیچگاه حق قیام به نماز در این محل نداری.

ویژگی های مسجد مورد نظر اسلام

«لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم احق ان تقوم فیه»، «آن مسجدی که از روز اول بر پایه ی تقوا تاسیس و استوار شده است، شایسته ی آن است که تو در آن به نماز بایستی».

کلمه «احق» در اینجا – به اصطلاح – افعل تعیین است نه افعل تفضیل که شایسته تر معنی شود بلکه به معنای شایسته است یعنی متعینا چنین مسجدی شایسته ی عبادت و قیام به نماز است و فضیلت دیگر آن مسجد که براساس تقوا تأسیس شده این است که: «فیه رجال یحبون أن یتطهروا»، «در آن مردانی هستند که پیوسته می کوشند تحصیل طهارت کنند و خود را پاک نگه دارند».

از این جمله، معلوم می شود که قرآن طالب آن مسجدی است که دو چیز در آن باشد:

الف: جلب رضای خدا در ساخت مسجد

1- این که پایه و اساس و انگیزه ی ساختنش تقوا و جلب رضای خدا باشد، نه رسیدن به اغراض مادی و اهواء نفسانی

ب: جلب رضای خدا در اداره ی مسجد

2- جمعیتی هم که آن مسجد را اداره می کنند، دارای تقوا و طالب رضای خدا باشند. این دو رکن اگر حاصل شد، آن مسجد، معبد خدا خواهد بود و مروج تقوا وگرنه نفعی نخواهد داشت. اگرچه بسیار مجلل و مزین باشد و از هر جهت چشمگیر و زیبا.

منـابـع

سیدمحمد ضیاء آبادی- تفسیر سوره توبه(جلد دوم) – از صفحه331 -338

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها