جستجو

تاثیر آیین مسیحیت در آفریقا (سیاست)

مقدمه

به باور ویلیام مایلز، اگرچه کمتر از نیمی از مردم آفریقا مسیحی می باشند، اما توانایی و قدرت آنها بسیار بیشتر از جمعیت نسبتی آنها بوده و نفوذ آنها در آفریقا بسیار است. البته داده های آماری در خصوص سکنه، جایگاه، اهمیت و اعتبار مسلمانان و مسیحیان در ‎آفریقا ناقص و ناکافی است. با این حال، همگان متفقند که ارتباط نزدیکی بین آیین مسیحیت و سیاست در آفریقا وجود دارد. همین امر در تاریخ استعماری آفریقا و پس از آن، موجب پیدایش تنش هایی شد که مسیحیان را گاهی علیه دولت ها و مردم در بسیاری از کشورهای آفریقایی بسیج کرده است. دین در آفریقا، نقش مهمی در تعیین هویت و توانایی ذهنی مردم ‎آفریقا ایفا کرده است. همچنین تنوع دینی و زیاده طلبی های فرقه ای، موجب دامن زدن به برخی تنش ها بین مسیحیان و دیگر پیروان ادیان شده است. تنوع دینی و تفسیرهای متفاوت از کتاب مقدس بر روابط مردم با یکدیگر و دولت های متبوع آن تأثیر گذارده است.
آفریقا در دو قرن اخیر شاهد حضور نظامیان، بازرگانان و صنعتگران، مکتشفان و مبلغان مذهبی کشورهای استعماری بوده که موجودیت آنها و گسترش حضور و سلطه آنها موجب گسست خلل در زندگی و هویت مردم بومی و سنت های آنها شده است. البته هر یک از آن گروه ها دارای اهداف مشخص و از پیش تعیین شده بود و بر اساس آن، کار و تلاش کردند. اما وظیفه گروه های تبشیری تبلیغی، به رغم همگرایی و انسجام اولیه، به تدریج از ربع دوم قرن بیستم دچار تغییر و تحول گردید؛ به این معنی که مبلغان مذهبی احساس کردند که همکاری و هماهنگی آنها با استعمارگران موجب بدنامی آنها و رویگردانی برخی از مسیحیت شده و آنها را از هدف خود که اعتلای نام خداوند بود، دور کرده و در خدمت کشورگشایی قرار داده است؛ از این رو آنها به تدریج فاصله خود را با حکام استعماری افزایش داده و به مردم بومی نزدیک شدند.
گفتنی است که از زمان استقلال کشورهای آفریقایی مؤسسات، سازمانها و نهادهای مسیحی در آن منطقه با رویکردی نوین به پیشتاز مسائل و تحولات رفته و شیوه ای را پیش گرفتند که موجب همبستگی آنها با مردم و آمال آنها و تلاش برای رفع مشکلات مردم شده است. در این تحقیق، تلاش شده که افکار مذهبی و سیاسی مردم مسیحی آن خطه و تعامل آنها با دولت، یکدیگر و دیگران با نگاهی فراگیر و همه جانبه مورد بررسی قرار گیرد.

مسیحیت آفریقایی و تأثیر سیاسی- فرهنگی آن

گفتنی است که جهان بینی انسان آفریقایی به موازات رشد و تکامل فرهنگ مادی و معنوی و بینش وی، دائما در حال تحول و تکامل بوده و در این زمینه معرفی مسیحیت، اسلام و دیگر ادیان الهی نقش مؤثر و ارزنده ای داشته است. دخالت مبلغان و علمای مسیحی در امور سیاسی از جمله مهم ترین فعالیت آنها محسوب شده و آنها به این طریق، توانستند شرایطی را فراهم آوردند که استعمارگران بر روند سیاسی- اقتصادی کشورهای آفریقایی مؤثر واقع گردند. فعالیت مبلغان مذهبی مسیحی در آفریقا، پدیده ای گسترده و نشانگر جایگاه و اهمیت مذهب در نظر مردم جهان و از جمله سکنه آفریقاست. ادیان الهی اگرچه نقش آرام و معتدلی را در آفریقا ایفا کردند، اما نمی توان منکر این واقعیت شد که در برهه های خاصی از زمان، سبب وقوع تغییرات و تحولات بسیاری در تاریخ آ فریقا شدند؛ با این حال به علت روحیه مسالمت جو و صلح طلبانه مردم رخدادهایی همچون جنگ های صلیبی، جنگ های مذهبی طولانی و پرخطر در آن خطه هرگز اتفاق نیافتاده و یا در مقایسه با دیگر کشورها و مناطق، حاکمیت ادیان الهی در آن قاره از اعتدال بیشتری برخوردار بود. در دو قرن اخیر نیز هر چند نفوذ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت های مسیحی که موجب بهبود شرایط پیروان آن آیین و افزایش تنش میان پیروان مسیحیت و اسلام شد، اما چالش بین پیروان آن دو آیین چندان پرخطر و خونین نیست؛ گرچه حمایت کشورهای قدرتمند غربی از مسیحیت تبشیری موجب تحکیم و گسترش بیشتر آن آیین در قاره شده است.

عوامل موفقیت نسبی مبلغان مسیحی در آفریقا

برخی از عوامل موفقیت نسبی مبلغان مسیحی در آفریقا و شگردهای تبلیغی مسیحیت که موجب گسترش نسبی آن آیین در دو قرن اخیر شد، عبارت است از:

1. تاسیس کلیسا و نهادهای فعال در انجام امور تبلیغی:
یکی از رموز اساسی موفقیت کلیسا در انجام امور تبلیغی تشکیل و انجام تمرکز فعالیت های آن می باشد؛ به طوری که به رغم وجود فرقه ها و انشعابات مختلف در مسیحیت و بر خلاف حضور تبلیغی بیش از 20 هزار گروه مسیحی بعضا با عقاید متفاوت، با توجه به اینکه محور حرکت تبلیغی ایشان حفظ سلطه فرهنگی غرب می باشد، هرگز در عمل موارد یا مصادیق مهمی از وجود اختلاف در بین ایشان دیده نمی شود؛ به طوری که هر گروه و یا فرقه هرگز بودجه و امکانات تبلیغی خود را صرف مقابله با گروه یا فرقه دیگر نمی کنند و به این ترتیب، از استهلاک بودجه و امکانات جلوگیری نموده و حداکثر فرایند را برای هزینه ها و امکانات خود به دست می آورد.

2. توجه به ویژگی ها، پیشینه و روانشناسی مردم منطقه:
ارباب کلیسا به موضوع پژوهش در مسائل جامعه، شناخت و یادگیری زبان رایج و زبان قبایل و روانشناختی مردم و نیازهای آنها توجه ویژه ای مبذول داشته حتی برخی نیز چندین دهه، صرف یادگیری زبان و تطابق فرهنگ بومی با آموزه های کلیسایی می کنند. برای نمونه، کشیش جورج هیلی، بیش از 30 سال در کشورهای شرقی و شمال آفریقا به سر برده و با زبان های عربی و سواحیلی آشنایی کامل دارد. وی کتاب های متعددی در خصوص مسیحیت آفریقایی نگاشته و در امر جمع آوری ضرب المثل های آفریقایی فعال است. شبکه اطلاع رسانی وی حاوی مطالب ارزشمندی در خصوص آفریقاست.

3. توجه دقیق به هدف و کسب نتیجه:
یکی دیگر از عوامل موفقیت نسبی فعالیت های تبلیغی و فرهنگی مسیحیت در آفریقا، توجه دقیق و برنامه ریزی برای دستیابی به اهداف و ثبات قدم آنهاست. آنها به خوبی آگاه هستند که چگونه از فرصت ها بهره برده و محدودیت ها را با تلاش و پایداری به فرصت تبدیل کنند.

4. جلب حمایت مردم مسیحی از جهان:
از جمله تلاش های گروه های تبلیغی مسیحی در آفریقا، ایجاد پیوند عاطفی و معنوی با مسیحیان در اقصی نقاط جهان و افزایش هشیاری و آگاهی با آنهاست. گروه های تبلیغی با ارائه اطلاعات در مورد شرایط اسفبار زندگی مردم آفریقا و لزوم کمک به آنها از پشتیبانی مادی و معنوی مسیحیان جهان و به ویژه مسیحیت غربی بهره مند می شوند. در خلال مشکلات دارفور، گروه های مسیحی در بیش از پنجاه شهر غربی، تظاهراتی به نفع مردم دارفور و علیه دولت سودان برگزار کردند و به این طریق، مطالبی را در خصوص تنگاناهای ناشی از دولت سودان برای مردم و اقلیتها مطرح می کردند که تا حدودی نیز مؤثر واقع می شد.

5. پایداری و ثبات قدم در راه ایمان و عقیده:
گروه های تبلیغی مسیحی در گسترش آیین خود در آفریقا، از هیچ اقدام و فداکاری کوتاهی نکرده و با ایمان به سودمند بودن تلاش خود، وارد آفریقا شده و مواضع خویش را تبلیغ نموده و به زعم خود، مردم را به راه راست هدایت کردند. حتی برخی از آنها مانند لیوینگستون و بسیاری دیگر برای دستیابی به هدف خود، بر اثر بیماری ها از پای در آمده و جان می باختند و اکنون مزار آنها در اقصی نقاط آفریقا مورد توجه جهانگردان است. علاوه بر آن، مبلغان از انتقاد رفتار نامناسب دولتمردان و تنگناهای به وجود آمده برای مسیحیان، ابایی نداشته و در راه هدف بسیار کوشا بودند. در این خصوص، در کتاب «مذهب و سیاست در آفریقا» موارد متعددی از ضرب و شتم، بازداشت و حتی اعدام مبلغان ذکر شده است.

6. داشتن نگاه متعالی به جایگاه خود در قاره و جهان:
مبلغان و مبشران همواره خود را برتر از دیگران دانسته و احساس می کردند که باید رهبری دنیای مسیحیت را به دست بگیرند. در همین رابطه، آنها بارها از واتیکان خواسته اند برای آنها یک پاپ آفریقایی انتخاب کند و برای دستیابی به آن هدف تلاش می کنند. رهبران مسیحی آفریقایی و از جمله اسقف توتو، آفریقا را از بخش های مهم مسیحی نشین قلمداد کرده و بارها اظهار داشته اند که رهبر کاتولیک ها باید آفریقایی باشد. آنها معتقدند که طی قرن گذشته، آفریقا بیشترین استقبال را از مسیحیت داشته و نیازمند توجه و عنایت بیشتر جامعه مسیحی جهانی است. به باور آنها در اول قرن بیستم، در آفریقا تنها 3/1 میلیون کاتولیک وجود داشت؛ در حالی که اکنون در هر سال، 2 میلیون کاتولیک به جمعیت کاتولیک ها در آفریقا افزوده می شود و در حال حاضر، 137 میلیون مسیحی کاتولیک در آفریقا حضور دارند. کلیسا در آفریقا مبلغ معتنابهی به اجرای طرح های تبلیغ مسیحیت، اختصاص داده و انجیل به 652 زبان و لهجه آفریقایی ترجمه شده است؛ چنان که حتی بیسودان نیز قادر به مطالعه کتاب مقدس هستند.

7. توجه به کارهای عام المنفعه:
اربابان کلیسا اگر چه ترویج مذهب را بالاترین هدف و غایت دانسته و برای دستیابی به آن تلاش می کنند، اما آنها به خوبی دریافته اند که مردم علاوه بر مسائل معنوی، به مسائل دنیایی نیز علاقمند و نیازمند هستند و بی توجهی و آن امر، گسترش آیین را خدشه دار می کند؛ از این رو در کنار کلیساها به تأسیس درمانگاه، بخش های آموزشی، حرفه ای و صنعتی اقدام کرده و مردم را در امور مختلف یاری و حمایت می کردند.

اخلاق مردمی

8. در کنار مردم بودن:
گروه های تبلیغی و تبشیری به استثنای چند دهه که با استعمار همکاری نموده و پایه های فرهنگی و مذهبی استعمار را تقویت کرده و به همین دلیل مورد نفرت و نکوهش قرار گرفتند. چندین دهه است که در برنامه های خود از مردم حمایت کرده و حتی از مخالفت با دولتمردان و پذیرش مشکلات بعدی ابایی ندارند. به همین دلیل، اکنون ارباب کلیسا از جایگاه خوبی در آفریقا برخوردار هستند. البته اکنون دولتمردان از همکاری کلیسا با دولت استقبال می کنند و دولت ها نیازمند حمایت کلیسا هستند. گفتنی است که دولتمردان آفریقایی از طریق منع و نکوهش خشونت های دینی و ارائه بینش وسیع تر به پیروان ادیان، به طور غیر مستقیم به روند دینی شدن کمک کرده و در آن سهیم شده اند.

9. ایجاد وحدت و انسجام در بین گروه های مسیحی:
با توجه به تعدد فرقه ها و گروه های مسیحی در آفریقا احتمال افزایش اختلاف و بروز تنش در میان آنها بسیار است؛ از این رو ارباب کلیسا با تشکیل اتحادیه های دینی و مذهبی و از جمله تشکیل شورای متحد جهانی کلیساها، سعی در رفع اختلاف ها و ایجاد انسجام و هماهنگی دارد. پیروان دیگر ادیان و از جمله مسلمانان نیز باید برای جلوگیری از بروز تنش در میان آنها و تضعیف یکدیگر، از شیوه آنها پیروی نمایند.

10. نقش مبلغان در روند گسترش تلا ش های رسانه ای دینی:
تلاش های رسانه ای برای کلیسا از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و آنها همواره سعی دارند با بهره گیری از آخرین امکانات ارتباطی، اذهان مردم را جلب کنند. برنامه سخنرانی و نیایش های مسیحی از رادیو و تلویزیون به طور منظم پخش شده و این امر، تحولاتی در مباحثات مذهبی و درک عمومی مردم از دین به وجود آورده است. خطبای مسیحی آفریقایی و غیر آفریقایی نیز که شماری از آنان دارای توانایی ها و مهارت های تلویزیونی هستند. شیوه ظاهری خود را مراعات نموده و ضمن استفاده از زبان رسمی، با فصاحت و بلاغت سخن گفته و برخی کارهای خارق العاده را چاشنی خطبه های دینی کرده و در جلب مردم می کوشند؛ بنابراین مشاهده می شود که شیوه جدیدی از رهبری و مدیریت مسیحی در آفریقا پدیدار گردیده که بیش از گذشته در تلاش های تبلیغی و تغییر گرایش مردم به دین مسیحی اهتمام دارد.

11. ارائه کمک های موردی به نیازمندان:
علاوه بر مدیریت غیر دلسوزانه دولتمردان در برخی کشورهای آفریقایی که موجب منازعات نژادی و دینی در آفریقا می شود، آن قاره مستعد بسیاری از بلایا و مشکلاتی است که زندگی مردم را تهدید می کند. برای مثال، در سال های اخیر، بیابان زایی گسترده، هجوم ملخ ها به آن قاره، خشکسالی در جنوب و شرق آفریقا، وجود بیش از 5 میلیون آواره در سراسر قاره و رشد بیماری هایی مانند ایدز و مالاریا، معضل بزرگی برای آن مردم به وجود آورده که زیان های آن بی شمار و غیر قابل جبران است. گروه های تبشیری و کلیسایی به کمک کشورهای غربی در این زمینه ها بسیار فعال عمل کرده و در رفع مشکلات مردم بسیار فداکاری می کنند. در حال حاضر، بیشترین میزان کمک به درماندگان آفریقا در همه زمینه ها از سوی گروه های کلیسایی هدایت شده و موجب تلطیف قلوب مردم شده است.

12. توجه به نیازهای فکری و معنوی مردم:
گروه های مسیحی در امر تألیف، انتشار و توزیع کتاب در آفریقا پیشرو بوده و بهترین کتابهای دینی را تهیه و در اختیار مردم می گذارند؛ به طوری که می توان گفت، تقریبا بهترین کتاب فروشیهای کشورهای آفریقایی متعلق به کلیساست. علاوه بر آن، کلیساها در امر نشریه و اطلاع رسانی نیز بسیار فعال و کوشا بوده و دارای روزنامه، هفته نامه، فصلنامه و نشریات غیر ادواری هستند و همواره پیوند خود را با مردم حفظ می کنند. آنها حتی نشریه ای با عنوان «برای نزدیکی بیشتر» منتشر کردند و در آن به مسائل اسلام و مسیحیت از دید به اصطلاح تقریبی می پردازند.

13. نگاه به جوانان:
جوانان از منظر کلیسای تبشیری، از مهم ترین اقشار جامعه محسوب شده و جلب توجه آنها بسیار ضروری است؛ از این رو بخش مهمی از تلاش های کلیسا مربوط به جوانان و آماده ساختن آنها برای همکاری با کلیساست.

 

منابع

  • محمدرضا شکیبا- مقاله جایگاه و تأثیر آیین مسیحیت در آفریقا- فصلنامه مطالعات آفریقا- بهار و تابستان 1385- شماره 13
  • محمدرضا شکیبا- مسیحیت در آفریقا- انتشارات باشگاه اندیشه

کلید واژه ها

ادیان الهی مسیحیت تبلیغ آفریقا حوادث تاریخی سیاست

مطالب مرتبط

تاثیر آیین مسیحیت در آفریقا (دموکراسی) نقش اصلی تعالیم پولس در دوره سازنده مسیحیت عصر فشار و شکنجه رومیان بر مسیحیان در تاریخ مسیحیت رابطه کلیسا و دولت در تاریخ مسیحیت غربی بررسی بخشهای مختلف عهد جدید (رساله های پولس) شخصیت و اندیشه های الهیاتی پولس (تبلیغ دین) بهره برداری استعمار برای تبلیغ مسیحیت (تفاوت فرهنگ شرق و غرب)

اطلاعات بیشتر

نحوه ظهور و گسترش مسیحیت در آفریقا (ورود) تاثیر آیین مسیحیت در آفریقا (دموکراسی) نحوه ظهور و گسترش مسیحیت در آفریقا (استعمار)

ابزار ها