جستجو

قیام مهدی (عج) یک تکامل، نه یک انفجار

اینکه بعد از آنکه دنیا پر از ظلم و جور شد عدل کلی پیدا می شود مسئله ای به وجود آورده است و آن اینکه: بعضی از افراد به اتکاء همین مطلب با هر اصلاحی مخالفند، می گویند دنیا باید پر از ظلم و جور بشود تا یک دفعه انقلاب گردد و پر از عدل و داد بشود. اگر هم به زبان نیاورند، ته دلشان (با اصلاح) مخالف است. اگر ببینند یک کسی یک قدم اصلاحی بر می دارد ناراحت می شوند. وقتی که می بینند در جامعه ای یک علامت توجهی در مردم به سوی دیانت پیدا شده واقعا ناراحت می شوند، می گویند نباید چنین چیزی بشود، باید هی بدتر شوند تا حضرت ظهور کنند، آیا واقعا مطلب از همین قرار است یا نه؟ این را من برایتان یک توضیح بدهم تا مطلب خوب معلوم بشود.
برخی حوادث در دنیا وقتی که واقع می شود تنها جنبه انفجار دارد، مثل اینکه یک دمل در بدن شما پیدا می شود، این دمل باید برسد به حدی که یک دفعه منفجر بشود. بنابراین هر کاری که جلوی انفجار این دمل را بگیرد کار بدی است، اگر هم می خواهید دوا روی آن بگذارید باید یک دوایی بگذارید که این دمل زودتر منفجر بشود. بعضی از فلسفه ها هم که برخی از سیستم های اجتماعی و سیاسی را می پسندند، طرفدار انقلاب به معنی انفجارند. به عقیده آنها هر چیزی که جلوی انفجار را بگیرد بد است و لهذا می بینید بعضی از روش ها و سیستم های اجتماعی به طور کلی با اصلاحات اجتماعی مخالفند، می گویند: این اصلاحات چیست که شما می کنید؟ بگذارید اصلاح نباشد، بگذارید هی مفاسد زیاد بشود، عقده ها و کینه ها زیاد بشود، ناراحتی و ظلم بیشتر بشود، کارها پریشان تر بشود، هی پریشانی و پریشانی تا یک مرتبه از بن زیر و رو بشود و انقلاب صورت گیرد. فقه ما در اینجا وضع روشنی دارد. آیا ما مسلمانان راجع به ظهور حضرت حجت باید اینجور فکر کنیم؟ باید بگوئیم: بگذارید معصیت و گناه زیاد بشود، بگذارید اوضاع پریشان تر گردد، پس امر به معروف و نهی از منکر نکنیم، بچه هامان را تربیت نکنیم، بلکه خودمان هم برای اینکه در ظهور حضرت حجت سهیم باشیم العیاذ بالله نماز نخوانیم، روزه نگیریم، هیچ وظیفه ای را انجام ندهیم، دیگران را هم تشویق کنیم که نماز را رها کنید، روزه را رها کنید، زکات را رها کنید، حج را رها کنید، بگذارید همه اینها از بین برود تا مقدمات ظهور فراهم بشود؟ خیر، این بدون شک بر خلاف یک اصل قطعی اسلامی است، یعنی به انتظار ظهور حضرت حجت، هیچ تکلیفی از ما ساقط نمی شود، نه تکلیف فردی و نه تکلیف اجتماعی. شما در شیعه -که اساسا این اعتقاد از یک نظر اختصاص به دنیای تشیع دارد- تا چه رسد به اهل تسنن، یک عالم پیدا نمی کنید که بگوید انتظار ظهور حضرت حجت یک تکلیف کوچک را از ما ساقط می کند. هیچ تکلیفی را از ما ساقط نمی کند. این یک نوع (تفسیر از ظهور حضرت حجت) است.
نوع دیگر این است که صحبت رسیده شدن است نه صحبت انفجار، مثل یک میوه در صراط تکامل است. میوه موقعی دارد چنان که دمل هم موقعی دارد. ولی دمل یک موقعی دارد برای اینکه منفجر بشود اما میوه یک موقعی دارد که باید برسد، یعنی سیر تکاملی خودش را طی کند و برسد به مرحله ای که باید چیده شود. مسئله ظهور حضرت حجت بیش از آنکه شباهت داشته باشد به انفجار یک دمل، شباهت دارد به رسیدن یک میوه، یعنی اگر ایشان تاکنون ظهور نکرده اند، نه فقط به خاطر این است که گناه کم شده است، بلکه همچنین هنوز دنیا به آن مرحله از قابلیت نرسیده است، و لهذا شما در روایات شیعه زیاد می بینید که هر وقت آن اقلیت سیصد و سیزده نفر پیدا شد، امام ظهور می کند. هنوز همان اقلیت سیصد و سیزده نفر -یا کمتر یا بیشتر- وجود ندارد، یعنی زمان باید آنقدر جلو برود که از یک نظر هر اندازه فاسد بشود، از نظر دیگر آن هایی که می خواهند حکومت را تشکیل بدهند و به تبع و در زیر لوای ایشان زمامدار جهان بشوند پدید آیند. هنوز چنین مردان لایقی در دنیا به وجود نیامده اند. بله "تا پریشان نشود کار به سامان نرسد" اما پریشانی تا پریشانی فرق می کند. همیشه در دنیا پریشانی پیدا می شود، پشت سر پریشانی سامان پیدا می شود، بعد این سامان تبدیل به پریشانی می شود اما پریشانی در یک سطح عالی تر، نه در سطح پایین. بعد آن پریشانی تبدیل به یک سامان می شود، باز در یک سطح عالی تر از سامان اول. بعد آن سامان تبدیل به یک پریشانی می شود، باز پریشانی در یک سطح عالی تر. یعنی این پریشانی بعد از آن سامان، حتی بر خود آن سامان برتری دارد. لهذا می گویند حرکت اجتماع بشر حرکت حلزونی است، یعنی حرکت دوری ارتفاعی است، در عین اینکه اجتماع بشر دور می زند، در یک سطح افقی دور نمی زند، رو به بالا دور می زند. بله، مرتب سامان ها به پریشانی ها می گراید اما پریشانی ئی که در عین اینکه پریشانی است در سطح بالاتر است. بدون شک امروز دنیای ما یک دنیای پریشان و از هم گسیخته ای است، یک دنیایی است که الان اختیار از دست زمامداران بزرگ درجه اول آن هم بیرون است، اما این یک پریشانی ای است در سطح جهان، با پریشانی در ده از زمین تا آسمان فرق می کند، با سامان یک ده هم از زمین تا آسمان فرق می کند، با سامان یک شهر هم از زمین تا آسمان فرق می کند.
بنابراین، ما هم رو به پریشانی می رویم و هم رو به سامان، در آن واحد. ما که رو به ظهور حضرت حجت می رویم، در آن واحد هم رو به پریشانی می رویم، چون از سامان به پریشانی باید رفت، پیش -تا چه رسد به پانصد سال پیش- این افکاری که امروز در میان افراد بشر پیدا شده، پیدا شده بود؟! امروز دیگر روشنفکران جهان می گویند: یگانه راه چاره بدبختی های امروز بشر تشکیل یک حکومت واحد جهانی است. اصلا در گذشته چنین فکری به مخیله بشر نمی توانست خطور بکند. پس چون ما در عین اینکه رو به پریشانی می رویم، رو به سامان هم می رویم، لهذا اسلام هرگز دستور نمی دهد (که تکالیف را انجام ندهید). اگر غیر از این بود دستور می داد که محرمات را ارتکاب بکنید، واجبات را ترک بکنید، امر به معروف و نهی از منکر نکنید، بچه هایتان را تربیت نکنید، بگذارید فساد بیشتر بشود، شما که می روید دنبال نماز خواندن، روزه گرفتن، امر به معروف، تألیف کتاب، سخنرانی، تبلیغ، و می خواهید سطح تبلیغات را بالا ببرید، شما که می خواهید اصلاح بکنید، ظهور حضرت حجت را تأخیر می اندازید. خیر، همین اصلاحات هم ظهور حضرت حجت را نزدیک می کند همانطور که آن پریشانی ها نیز ظهور حضرت حجت را نزدیک می کند. ابدا مسئله انتظار ظهور حضرت حجت نباید این خیال را در دماغ ما بیاورد که ما که منتظر ظهور هستیم، پس فلان تکلیف -کوچک یا بزرگ- از ما ساقط است، هیچ تکلیفی از ما ساقط نمی شود.

منابع

  • مرتضی مطهری- سیری در سیره ائمه اطهار- صفحه 252-256

کلید واژه ها

اسلام قیام امام مهدی (عج) تکامل انسان تکلیف انتظار

مطالب مرتبط

شرط بلوغ در مکلف شدن انسان شرط آگاهی در مکلف شدن انسان تفاوت اسلام و اعلامیه حقوق بشر درباره حق طبیعی انسانها دین اسلام و جبر محیط جامعه مستقل از دیدگاه دین اسلام تعریف دین از نظر دانشمندان اسلامی نمونه هایی از هماهنگی تعلیمات اسلام با فطرت و طبیعت

اطلاعات بیشتر

نظر اسلام درباره عدل کلی و آینده دنیا مشخصات عصر ظهور

ابزار ها