جستجو

هفت آسمان از نظر قرآن

خداوند در آیه 5 سوره ملک می فرماید: «و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح؛ و همانا آسمان نزدیک تر را با چراغ هایی زینت دادیم.» در آیه چهارم سخن از هفت آسمان یا به تعبیر دیگر طبقات هفتگانه آسمان است. در این آیه تعبیرش این است که ما نزدیکترین آن آسمانها را با مصباحها و چراغها مزین گردانیده ایم، که مقصود از چراغها بدون شک ستاره هاست. «و جعلناها رجوما للشیاطین؛ و آنها را مایه راندن شیاطین قرار دادیم.» راجع به مساله آسمانها، در قرآن کریم به طور مسلم معنی و مفهومی به نام هفت آسمان، البته هفت سما، وجود دارد. سما با آسمان متفاوت است، چون کلمه "آسمان" که فارسی است یعنی مانند آس (سنگ آسیا)، یعنی آن چیزی که مانند سنگ آسیا می چرخد، یعنی مفهوم چرخیدن آنچه را که آسمان می نامیم باید قبول کرده باشیم، که همان "فلک" قدما می شود.
ولی سمائی که قرآن می گوید، یعنی آن که در بالا قرار گرفته است، دیگر ندارد که آن که در بالا قرار گرفته، دور زمین می چرخد یا نمی چرخد. ولی ما چون فعلا لغتی نداریم کلمه "آسمان" را به کار می بریم بدون اینکه مفهوم چرخیدن را چون در لغت عربیش نیست منظور کرده باشیم. قرآن به طور مسلم از حقیقتی به نام "هفت سماء" نام برده است و این هفت سماء را به شکل هفت طبقه نام برده است، یعنی یکی بعد از دیگری. این جای شک و شبهه نیست. و باز این مساله که ما نزدیکترین آنها را با ستارگان مزین کرده ایم، یعنی نزدیکترین آسمانها به ما (نه آن دومی، نه آن سومی، نه آن هفتمی) مزین است به این قندیلها و چراغها، به این ستاره ها، این مقدار مطلبی است که از قرآن کاملا و در نهایت روشنی ثابت می شود.
ما مطلبی را که از قرآن استنباط کنیم هیچ اصراری نداریم که حتما آن را با علم روز منطبق کنیم، چون علم بشر متغیر است، در هر دوره و زمانی یک نظریه ای دارد که در زمان دیگر نیست، گو اینکه برای خود بشر هر چه که در زمان خودش هست امری است مسلم. آنچنان که امروز برای ما یک سلسله مسائل از نظر علمی مسلم است، در دویست سال پیش و پانصد سال پیش و هزار سال پیش همان نظریه هیئت بطلمیوسی برای آنها صد درجه مسلم تر و یقینی تر و قطعی تر بود. ما اصرار نداریم که آنچه را که در قرآن آمده است حتما تطبیق بکنیم با آنچه که علوم قدیم گفته اند یا علم جدید می گوید. ای بسا مسائلی باشد که فعلا در این زمان برای ما یک مشکل و لاینحل باشد، بعد در دوره های دیگر که علوم بشر پیشرفت بیشتر می کند مساله حل شود. ولی آنچه که ما می دانیم این است که این مطلبی که در قرآن آمده است اگر نخواهیم هیچ گونه توجیه و تاویلی در آن بکنیم، با هیئت قدیم متضاد است و با هیئت جدید متضاد نیست ولی منطبق نیست. این دو با هم فرق می کنند. با هیئت قدیم متضاد است، یعنی این ضد آن است، از چند جهت. اول، آنها نه فلک می گفتند و قرآن می گوید: هفت تا. ثانیا آنها شدیدا معتقد بودند که این سیارات هفتگانه که از ماه شروع کرده بودند، بعد عطارد، بعد خورشید، بعد مریخ، مشتری، زحل هر کدام در یکی از آسمانها قرار دارد و در آسمان هشتم همه ستارگان دیگر قرار دارد. آسمان نهم هم اطلس است یعنی هیچ ستاره ای در آن نیست. قهرا این سوال را در قدیم برای معتقدین به قرآن و معتقدین به هیئت قدیم به وجود می آورد که ما این را با قرآن چگونه تطبیق کنیم. قرآن می گوید ما نزدیکترین آسمانها را به ستاره ها مزین کرده ایم، و هیئت می گوید در نزدیکترین آسمانها فقط ماه وجود دارد، در دومی ستاره عطارد وجود دارد، در هشتمین آسمانهاست که سایر ستارگان وجود دارد. ناچار بودند به گونه ای توجیه و تاویل کنند، بگویند از باب اینکه آسمان دنیا از همه نزدیکتر است، گو اینکه این چراغها در بالاتر از آسمان دنیاست ولی چون ما از اینجا می بینیم مجازا چنین چیزی می گوییم. ولی این، توجیه و تأویل است.
اگر ما باشیم و ظاهر آیه قرآن، مطلبی به دست می آید که اگر می گویند با هیئت جدید منطبق نیست، به این معنی است که هیئت جدید ساکت است، چطور؟ هیئت جدید مدعی است که این ستارگانی که بشر کشف کرده است، بعضی از ستارگانی است که در عالم وجود دارد، هنوز تا همه ستارگان کشف بشود راه بشر خیلی زیاد است. ما هنوز مقدار کمی از ستارگان را کشف کرده ایم. تا آنجا که ما کشف کرده ایم فقط ستاره دیده ایم و غیر از ستاره خورشید یا خورشیدهای منظومه های شمسی کهکشانها چیزی ندیده ایم. بعد از آن چیست، چقدر ستاره و کهکشان است، نمی دانیم. آیا این ستاره ها و این کهکشانها، آن مقداری که تاکنون کشف شده که زیاد هم کشف شده است «چه نسبتی با آن مقداری که کشف نشده است دارد؟»
ستاره هایی کشف شده است که می گویند میلیونها سال نوری طول می کشد که نور خودش را «به زمین» برساند. نوری که در هر ثانیه سیصد هزار کیلومتر یعنی پنجاه هزار فرسخ حرکت می کند، ستاره هایی هست که اینقدر از ما دور است که اگر بخواهد نورش به ما برسد چندین میلیون سال نوری طول می کشد. در عین حال شاید آنهایی که وجود دارد و کشف نشده است چندین برابر اینها باشد. حال آیا بعدش به جایی منتهی می شود یا نمی شود، علم جدید نمی گوید منتهی نمی شود، می گوید: نمی دانم.
ظاهر آیه قرآن این است که همه این ستارگان در زیر نزدیکترین آسمانها قرار گرفته است. پس آسمانهایی که قرآن معتقد است، غیر از آن چیزی است که هیئت بطلمیوس می گفت در آسمان اولش ماه است، در آسمان دومش عطارد و... آسمانهایی که قرآن می گوید فوق همه این ستارگانی است که بشر کشف کرده است. آیا روزی بشر با علم خودش به نزدیکترین آن آسمانها می رسد یا نمی رسد، نمی دانیم، خدا عالم است. شاید هرگز چنین روزی نرسد.

منابع

  • مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن- جلد 8 صفحه 167-170

کلید واژه ها

قرآن علم نجوم طبیعت آفرینش

مطالب مرتبط

قرآن و قانون جاذبه عمومی اهمیت تفکر در عالم خلقت از نظر قرآن قرآن و آفرینش جهان هیأت جدید و مسأله هفت آسمان و هفت زمین مطرح شده در قرآن پدیده باد و باران و تگرگ در آیات قرآن قرآن و آفرینش کوهها شگفتی های آفرینش انسان نمایشگر حقانیت حق

اطلاعات بیشتر

هفت آسمان از منظر روایات

ابزار ها