جستجو

بررسی معنای عبارت مهبط الوحی در زیارت جامعه

قسمتی از زیارت جامعه کبیره می خوانیم: (مهبط الوحی)، «سلام بر شما که مهبط و فرودگاه وحی هستید».

«وحی» در قرآن به معنای مختلف آمده است؛ از جمله ی آن، معنای «غریزه» است، چنانکه در مورد زنبور عسل می فرماید: «و أوحی ربک إلی النحل أن اتخذی من الجبال بیو تا....»، ( سوره نحل / آیه 68«خدا به زنبور عسل وحی کرد: از کوه ها برای خویش اتخاذ لانه کن». یعنی غریزه ی لانه سازی در کوه را به زنبور عسل داد.

در مورد مادر موسی به معنای «الهام» آمده: «و أوحینا إلی ام موسی أن أرضعیه....»، (سوره قصص/ آیه 7«به مادر موسی وحی کردیم که موسی ]کودک نوزاد[ را شیر بده». یعنی به او الهام کردیم.

شیاطین نیز وحی دارند. «إن الشیاطین لیوحون إلی أولیائهم...»، (سوره انعام/ آیه 121). و معنای جامع وحی «تفهیم خفی» است یعنی، طوری مطلب را بفهماند که همه کس نفهمند. این معنا در غریزه ی نحل و الهام به مادر موسی و وسوسه های شیطان نیز هست.

اقسام وحی

اما وحی انبیاء علیهم السلام وحی مقدسی است که ارتباط با عالم ربوبی دارد. آن هم چند قسم است که قرآن می فرماید: «و ما کان لبشر أن یکلمه الله إلا وحیا آو من وراء حجاب أو یرسل رسولا.....» (سوره شوری/ آیه 51گاهی خدا بدون وساطت ملک با پیغمبری سخن می گوید و به قلبش الهام می کند، گاهی اوقات از پس پرده سخن می گوید یعنی، صدا از چیزی به گوشش می رسد، مانند شجره ی طور که حضرت موسی در وادی طور از درختی صدا شنید که: «إنی إنا ربک فاخلع نعلیک.....»، «ای موسی، من خدای تو هستم، پس کفش های خود را از پا بیفکن».

آنجا وحی «من وراء حجاب» بود. در شب معراج هم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به طور شفاهی با خدا سخن گفته و آن خطاب های مکرر «یا احمد» که در روایت معراج داریم، از قبیل «وحی من وراء حجاب» است که سخنگو دیده نمی شود و تنها صدا شنیده می شود. (او یرسل رسولا.....»؛ گاهی هم ملک واسطه می شود و به وسیله ی ملک ابلاغ وحی می گردد و آن هم ممکن است به چند صورت تحقق پیدا کند.

نقل شده است که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند: شما چگونه تلقی وحی می کنید؟ فرمود: «احیانا یأ تینی فی مثل صلصله الجرس و هو اشده علی)، «گاهی صدایی مانند صدای زنگ به گوشم می رسد و آن شدیدترین نوع وحی برای من است»، و احیانا: «یأ تینی ملک فی مثل صوره الــرجل)، «فرشته ای به صورت مردی بر من ظاهر می شود»، گاهی هم ملک را به صورت خلقت اصلی اش مشاهده می کنم. یک بار جبرئیل را دیدم که زمین و آسمان را پر کرده بود از شش طرف صدا به گوشم می رسید.

حالا می خواهیم بگوییم: ائمه علیهم السلام مهبط وحی هستند یعنی، وحی برآن ها نازل  می شود، اما نه وحی تشریعی. بعضی این جمله را چنین معنا می کنند:  شما مهبط وحی هستید یعنی  در دودمان شما وحی نازل شده است، نه بر خود شما، بر پیغمبر وحی نازل شده و چون شما انتساب به او دارید، می توان گفت شما مهبط وحی هستید. در این صورت، این تعبیر، تعبیر مجازی خواهد بود ولی می توانیم آن را به معنای حقیقی اش حمل کنیم و بگوییم شما خودتان مهبط وحی هستید، اما نه وحی تشریعی که منافی با ختم شریعت باشد، بلکه وحی به عبارت تبیینی؛ یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از طریق وحی، تشریع شریعت می کند و ائمه ی دین علیهم السلام از طریق وحی، تبیین شریعت می کنند. طبیعی است کسانی که می خواهند حقایق وحی قرآن را برای مردم بیان کنند، باید ارتباط مستقیم با فرستنده ی قرآن داشته باشند تا از خطا در بیان معصوم باشند.

ارتباط پیوسته ی فرشتگان با معصومین علیهم السلام

همانگونه که پیامبر، که گیرنده و مبلغ وحی است، باید با عالم ربوبیت در ارتباط باشد تا مصون از خطا در اخذ وحی و تبلیغ  آن باشد، ائمه اطهار علیهم السلام نیز، که مبین وحی هستند، باید با عالم ربوبیت در ارتباط باشند تا مصون از خطا در تبیین وحی باشند و لذا ملائکه، که پیام آوران خدا هستند، بر آن بزرگواران نازل می شوند، بلکه بر حسب روایات، فرشته ی وحی، حضرت جبرئیل علیه السلام مستقیما بر حضرت صدیقه ی کبری، فاطمه زهرا علیهما السلام نازل می شد و با آن حضرت سخن می گفت. البته این مربوط به تشریع نبود بلکه اسراری بین خدا و ایشان بود و همین ارتباط با همه ی ائمه علیهماالسلام نیز هست، لذا خودشان می فرمودند: الهاماتی که از عالم بالا به ما می رسد، گاهی به صورت (نقـــر فی الاسماع) است که «صدا به گوش می رسد» و گاهی «نکت فی القلوب» است که «در قلب القا می شود» و به هر حال، آن بزرگواران مهبط وحی خدا هستند. همان طور که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم شخصا مهبط وحی تشریعی است، ائمه ی اطهار علیهم السلام نیز مهبط وحی هستند اما نه به گونه ی تشریعی و لذا مختلف الملائکه هستند یعنی، فرشتگان برآن ها نازل می شوند و حقایق و اسراری را که مربوط به تبیین وحی است از جانب خدا به آن ها القا می کنند و ما از حقیقت و کیفیت این القا آگاهی نداریم. حاصل آن که، ما به وجود ملائکه و القائات آن ها اذعان داریم. همان طور که به وجود خدا اذعان داریم و از اکتناهش عاجزیم، به وجود ملائکه و نزول وحی از جانب خدا به وسیله ی آن ها بر رسول خدا و ائمه ی هدی علیهم السلام  نیز اذعان داریم، اگر چه از درک حقیقت آن عاجزیم.

منابع

  • سیدمحمد ضیاء آبادی- کتاب حبل متین (جلد اول) – از صفحه 19 تا 22

کلید واژه ها

زیارت جامعه وحی

مطالب مرتبط

تدبیر امور جهان از منظر قرآن نقد شهید مطهری بر نظر مترلینگ در مورد وحی و انکار خدا رابطه میان وحی و نبوت با اصل هدایت عامه پیامبران و اهداف آنان نظر علامه اقبال در تفسیر فلسفه ختم نبوت رابطه میان فطرت و تمایلات آن ارزش اعجاز و کاربرد آن از نظر قرآن

اطلاعات بیشتر

ابزار ها