شبیه خوانی و تحریف واقعه کربلا

فارسی 2593 نمایش |

البته اولین شرط رساندن یک پیام الهی این است که از هر گونه وسیله ای نمی توان استفاده کرد. یعنی برای اینکه پیام الهی رسانده بشود و برای اینکه هدف مقدس است، نباید انسان این جور خیال بکند که از هر وسیله که شد برای رسیدن به این هدف باید استفاده بکنیم، می خواهد این وسیله مشروع باشد و یا نامشروع. می گویند الغایات، تبرر المبادی، یعنی نتیجه ها مقدمات را تجویز می کنند.
همین قدر که هدف، هدف درستی بود، دیگر به مقدمه نگاه نکن. چنین اصلی، مطرود است. ما اگر بخواهیم برای یک هدف مقدس قدم برداریم، از یک وسیله مقدس و حداقل از یک وسیله مشروع می توانیم استفاده بکنیم. اگر وسیله نامشروع بود، نباید به طرف آن برویم.
در اینجا ما می بینیم که گاهی از اوقات برای هدف هایی که خود هدف، فی حد ذاته مشروع است، از وسایلی استفاده می کنند و استفاده می شود که این وسایل نامشروع است و خود این می رساند که کسانی که وانمود می کنند ما چنان هدفی داریم و اینها وسیله است، خود همان وسیله برای آنها هدف است.
برای مثال در قدیم موضوعی بود به نام شبیه خوانی (در تهران هم خیلی زیاد بوده است) که در واقع نوعی نمایش از حادثه کربلا بود.
نمایش قضیه کربلا فی حد ذاته بدون شک اشکال ندارد، یعنی نمایش از آن جهت که نمایش است اشکال ندارد. ولی ما می دیدیم و همه اطلاع دارند که خود مسئله شبیه خوانی برای مردم هدف شده بود. دیگر هدف امام حسین (ع) و ارائه داستان کربلا و مجسم کردن آن حادثه مطرح نبود. هزاران چیز در شبیه خوانی داخل شده بود که آن را به هر چیزی شبیه می کرد غیر از حادثه کربلا و قضیه امام حسین (ع) و چه خیانت ها و شهوت رانی ها و اکاذیب و حقه بازی ها در همین شبیه خوانی ها می شد که گاهی به طور قطع مرتکب امر حرام می شدند. به هیچ چیز پایبند نبودند.
از بچگی این در یادم هست که در همین محل خودمان که فریمان است، همیشه مسئله شبیه خوانی مورد نزاع مرحوم ابوی ما (ره) و مردم بود، گو اینکه ایشان در اثر نفوذی که داشتند تا حد زیادی در آن منطقه جلوی این مسئله را گرفته بودند، ولی همیشه یک کشمکش در این مورد وجود داشت. ایشان می گفتند که شما کارهای مسلم الحرامی را به نام امام حسین (ع) مرتکب می شوید و این، کار درستی نیست.
در سال هایی که در قم بودیم یادم هست که در آنجا هم یک نمایش ها و شبیه های خیلی مزخرفی در میان مردم بود. سال های اول مرجعیت مرحوم آیت الله بروجردی (ره) بود که قدرت فوق العاده داشتند. قبل از محرم بود به ایشان گفتند که وضع شبیه خوانی ما این جور است. دعوت کردند، تمام رؤسای هیئت ها به منزل ایشان آمدند، از آنها پرسیدند شما مقلد کی هستید؟ همه گفتند ما مقلد شما هستیم، فرمودند اگر مقلد من هستید، فتوای من این است که این شبیه هایی که شما به این شکل در می آورید حرام است. با کمال صراحت به آقا عرض کردند که آقا ما در تمام سال مقلد شما هستیم، الا این سه چهار روز که ابدا از شما تقلید نمی کنیم! گفتند و رفتند و به حرف مرجع تقلیدشان اعتنا نکردند. خوب این نشان می دهد که هدف، امام حسین (ع) نیست، هدف، اسلام نیست، نمایشی است که از آن استفاده های دیگری و لااقل لذتی می برند. این، شکل قدیمیش بود.
شکل مدرنش را ما امروز در نمایش هایی که برای عرفا و فلاسفه، هر چند وقت یک بار در خارج و داخل به عنوان کنگره ای بزرگ به نام فلان عارف بزرگ مثلا مولوی تشکیل می دهند، می بینیم. یک چیزی هم می گویند که عرفا مجلس سماع دارند که در خود مجلس سماع هزار حرف است. حالا گیرم آن مرد عارف مجلس سماعی هم داشته است، آن مجلس سماع مشروع یا نامشروع بوده من کار ندارم، ولی آن مجلس سماع قدر مسلم این طور نبوده که چهار تا رقاص و مطربی که آنچه که سرشان نمی شود معانی عرفانی است، در آن شرکت می کرده اند. بعد ما می بینیم وقتی که جشن هفتصدمین سال مولوی را می گیرند، (اشاره به کنگره ای است که به وسیله رژیم منحوس گذشته برگزار شد) یگانه کاری که شده این است که یک عده رقاص آورده اند و به اصطلاح مجلس سماع درست کرده اند، یک اشاره به کنگره ای است که به وسیله رژیم منحوس گذشته برگزار شد مجلس شهوترانی. این هم شأن مولوی!

منـابـع

مرتضی مطهری- حماسه حسینی جلد 1- صفحه 212-215

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد